تبليغاتX
به فضا خوش امدین


به فضا خوش امدین
ما داریم می ریم فضا شما نمی این
بلا
موضوع: شنبه ششم مرداد 1386 14:10
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

خبر
موضوع: پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 20:55
۱ـ کتاب جدید دارن شان از سری نبرد با شیاطین به نام بک توسط سایت دارن شان ترجمه خواهد شد.توصیه می کنم حتما به این سایت سر بزنید.

فصل یک کتاب:دریافت

فصل دو کتاب:دریافت

۲ـ کتاب چهارم آرتمیس فاول با نام آرتمیس فاول و انتقام اپال از نشر افق و با ترجمه ی شیدا رنجبر منتشر شد.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

به کوری چشم حسود
موضوع: چهارشنبه هشتم فروردین 1386 11:35
به کوری چشم حسودان (مخصوصا بارسایی ها) اینم جدول رده بندی که یوونتوس با اقتدار اوله:

اینم جدول گلزنان که بازم به کوری چشم حسودان دل پیرو اوله:

پانزده گل

دل پيرو - يوونتوس

سيزده گل

بلوچي - بولونيا

يازده گل  

پاپا وايگو - چزنا

ده گل

کالايو - ناپولي

کاکيا - پياچنزا

پی نوشت:

این جدول بر اساس اطلاعات تا ۲۹ اسفند هست.

منبع هم که معلومه

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

سوال
موضوع: دوشنبه ششم فروردین 1386 15:36
اینم یه اپ دیگه حالشو ببرید.

نظر یادتون نره!!

من يه سؤال دارم و اميدوارم به اون بتونيد جواب بدبد.

البته اين سؤال را بعد از خواندن كتاب سرزمين اشباح به ذهنم خطور كرد:

اگر انسان ها به جايگاهي برسند تا بتوانند به گذشته سفر كنند و آن را تغيير بدهند چي ميشه؟؟!!
مثلا”به زماني كه هيتلر جنگ را شروع كرد برگردند و اونو بكشند اون موقع چي مي شه؟!!
دنيا يكي رو بجاي اون مي ذاره تا همون اتفاقات تكرار بشه و دنيا همون روال قديمي رو ادامه بده.

اون موقع خوب وقتي سرنوشت اون دست خودش نيست آيا در پس از مرگ بازم بايد به مجازات بره؟!!بخاطر كاري كه تاريخ به اون تحميل كرد؟؟!!
حالا به دومين فرضيه مي رسيم :

بعد از كشتن هيتلر ديگه جنگ تكرار نمي شه و روال كلي جهان تغيير مي كنه و جهاني نو پديد مياد و ...

نظر خودتون بگيد.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

2 داستان
موضوع: دوشنبه ششم فروردین 1386 9:9
فعلا برای شروع کار امروز ۲ تا داستان قشنگ براتون می ذارم تا حال کنید:

۱-يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشق اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش.

از انجایی که بسیاری از افراد از داستان های اصیل ایرانی خبر ندارند داستان ارش کمان گیر را می ذارم تا با اساطیر ایران نیز اشنا بشید.

۲-زمان تجاوز افراسياب _شاه توران_ به خاك ايران در زمان منوچهر شاه ُ-افراسياب چون به كشور ايران تاخت،منوچهر شاه را در تبرستان به محاصره در آورد.اين محاصره مدتي دوام يافت،تا آنجا كه شاه ايران و سپاهش از لحاظ معاش و خوراك در تنگنا قرار گرفتند.در مذاكراتي كه جهت صلح ميان افراسياب و منوچهر انجام گرفت،شاه ايران پيشنهاد داد كه جهت تعيين مرز به اندازه مسافت پرتاب يك تير از سوي تير اندازي از سپاه ايران موافقت شود و سركرده تورانيان اين پيشنهاد را پذيرفت.امشاسپند اسپندارمذ_يكي از امشاسپندان يا فرشتگان درگاه خداوند_ به شاه ايران پيام آورد كه دستور دهد كماني با مشخصات لازم بسازند و پرتاب كننده آن را نيز نام برد.به فرمان شاه آن مرد را كه ارخش-آرش- نام داشت،حاضر كردند.آرش مردي بود ديندار و نيك كردار.منوچهرجهت را به وي نشان داد وگفت بايداين چوبه تير را با اين كمان پرتاب كني.آرش آماده گشت.پوشاك از تن به درآورد و خطاب به شاه و مردمان گفت:پيكر مرا ببينيد كه از هر زخم و عيبي پاك است.مي دانم كه چون با همه نيرو تيري بيندازم،پيكرم پاره پاره خواهد شد و خواهم مرد ولي به خاطر عشق به ميهن و ايرانم اين كار را خواهم كرد.پس برهنه شد و آن كمان بزرك و سنگين را با نيرويي كه خداوند به وي بخشيده بود آنچنان كشيد كه تا نهايت،زه باز شد و تير را رها ساخت و آن چنان كه گفته بود بدنش پاره پاره شد و بمرد.به فرمان خداوند,باد آن تیر را از کوه رویان به دورترین نقطه خراسان,جایی میان فرغانه و طبرستان برد و تیر به درخت گردوی بزرگی برخورد کرد.مسافت چنان بود که گویندهزارفرسنگ می شد و منوچهر و افراسیاب بدین مرز با هم صلح کردند؛

منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

جدید
موضوع: جمعه سوم فروردین 1386 9:40
من برای نواوری قالب عوض کردم و بازدید ها به یکی تنزل یافت.

خیلی حال کردم!!!!!!

منتظر باشید...

دو شنبه می خوام بیام اپ کنم.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

بریم فضا
موضوع: چهارشنبه بیستم دی 1385 11:57

به نام خالق فضا

سلام خدمت فضانوردان جوان و کم تجربه ی خودم!!!!

ما از این به بعد می خواهیم مبانی فضانوردی و اینکه چگونه می توانیم یک فضانور خوب بشویم را با هم بررسی کنیم.

پس قلم و کاغذا را اماده کنید و موتور فضاپیماتون روشن کنید و اماده ی شمارش معکوس بشید.

۱ـ راههای رفتن به فضا:
همان طور که حتما همتون اطلاع دارید راههای رسیدن به خدا به اندازه ی افراد روی زمین است و با تحقیقاتی که شرکت فضانوردی ما یعنی دی.وی(دیوونه خودتی) انجام داده راههای رسیدن به فضا هم به اندازهی راههای رسیدن به خدا یعنی به اندازه ی تمام انسان های روی زمین است.

الف:در محیطی که می خواهید از انجا به فضا اعزام بشید مطلقا باید سکوت حکمفرما باشد.

باید سعی کنید که محیط نه سرد باشد و نه گرم (حدید ۳۶ درجه)

برای افزایش ایمنی از قبل روغن موتور و اقلام دیگر فضاپیما را چک کنید و حتما در طول سفر کمربند های خودتان را ببندید.

ب:حالا به شرایط خودتان می پردازیم:

نباید گرسنه باشید

باید به اندازه ی کافی خوابیده باشید

باید به اندازه ی کافی پول به همراه داشته باشید.

در جلسات بعدی اموزش عملی نیز خواهیم داشت.

جلسه ی بعدی فردا بعد از ظهر

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

من برگشتم
موضوع: شنبه شانزدهم دی 1385 15:44

به نام خدا

خوب حالا که وقت امتحانات و همه دارن خر می زنن (خودتی جان با تو نبودم )منم گفتم بیام به بلاگ یه صفایی بدم و یه حالی بهش بدم.

امروز رو فرمم امتحان دین و زندگی داشتیم و با اقتدار ۲۰ می شم.

باورتون میشه؟؟؟؟

تا حالا تو مدرسه زیاد بچه های ما سوتی ندادند(اره جون خودت)

خوب حالا  یکی را با هم بررسی می کنیم:

ما یه معلم کامپیوتر داریک که ما رو اتاق کامپیوتر نمی برد بخاطر همین بچه های ما هم ناراحت می شدند و نمی ذاشتند درس بده تا اینکه صبر بچه ها تموم شد و اعصاب بچه ها خرد شد و مجبور شدیم به عملی غیر اصولی و اخلاقی دست بزنیم و یک گچ را به وسط پیشانی او پرت کنیم اونم خیلی عصبانی شد و یه حالی از ما گرفت.

نتیجه ی اخلاقی:

۱ـ معلمای عزیز با بچه ها در نیفتین و اگرم افتادین مس‌یولیتش با خودتون.

۲ـ بچه های عزیز فکر اخر ترم و نمره ی مستمر هم باشید.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اینجا سیبری خبر گزاری ...
موضوع: یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 17:47
مدرسه از اول تا حالا:

روز اول رفتیم مدرسه منو خودتی با گاوه عزیز تو یه کلاس بودیم (کلاس ۸ ) ولی کرکس تو کلاس ۹ بود با چند تا خلو و چله دیگه.

ما تا پارسال همیشه ردیف اخر سمت چپ بودیم ولی امسال اومدیم ردیف اول سمت راست.

اینجا حالش بیشتره چون همه به اخر کلاس گیر میدن.

تشریح معلما:

۱ـمعلم اجتماعی: عشق من.اولین بار میاد سره کلاس برای ما از مدرسه های جنوب تهران و چاقوکشی هاش تو اونجا تعریف می کنه می گه یه چک زدم تو گوش یکی درب و داغون شد و ... بالاخره برای خودش یه عالمی داره.پرسیدنش مثل سوالای تو قبره رست می کشه .می میری تا به سوالاش جواب بدی تا حالا تو سه کلاس به ۸ ۹ نفر ۸ داد.

۲ـ معلم شیمی:عالم هپروت.میاد تو کلاس می گه کتابو باز کنید بخونید خودشم کیفشو باز می کنه می ره پشتش اس.ام.ای بازی میکنه.ولی ار اونقدری که معمولی درس می ده خیلی استفاده می بریم.هفته قبل دو نفرو برد جلو به هر دو تا ۱ داد.

(نمره ها رو حال می کنید؟؟؟!!!)

خیلیم جوکه ولی بعضی موقعا عصبانی هم میشه.

۳ـ معلم فیزیک:زنگش معروف یه وقته خواب.تو هر جلسه حدودا ۵ الی ۱۰ دقیقه درس مفید داریم که همونم شفاهی میگه ما هرچی حالیمون شد باید بنویسیم.

(راستی یادم رفت بگم شما تا حالا کسیو دیدین ۱۴ سالش باشه ۹ بلد نباشه بنویسه؟؟؟من یکیو می شناسم به نام چاق)

حالا میاد امتحان بگیره مارو می کشه امتحان تستی گرفت واقعا میرو تیکه تیکه کرد

(امتحان دارای نکته ی انحرافی بود یه سوال می گفت کدوم غلطه همه صحیح بود وقتی بهش می گیم می گه نه همه سوالا درسته!!!!

یعد که امتحان تموم میشه می گه نه شما باید جلوی اون سوال می نوشتین همه درسته!!!!!
معلمم معلمای قدیم!!!)
خوب دیگه خسته شدم بعدا بقیشو می نویسم.

بای.

 دیوونه

مسخره است مگه نه؟

بعدا یه چیزه باحال می نویسم.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اینجا یخچال است!!!!
موضوع: یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 17:23
یه روز یه مرده می ره سره کوچه نون بگیره بر می گرده می بینه خونه اش اتیش گرفته!!۱

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

نگران نباشید
موضوع: یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 14:35
خدمت دوستان گرامی و ارجمند از جمله

دیوونه جان بگم که اصلا نگران نباشید

من که دیدم اینجوریاست گفتم هیچ

خیالی نیست خودم وبلاگو نجات می دم

در جا عین سوپر من وبلاگو نجات دادم

خدتون نتیجه ی این عمل انسان دوستانه

را مشاهده می کنید

خودتی اینجا خودتی اونجا خودتی همه جا

1 نوشته شده توسط خودتی | لینک ثابت |

هک
موضوع: یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 14:19

This web hacked by divoone

سلام خوفین؟

دیدم نصفه وبایی که میرم هک شده گفتم منم بیام خودمو هک کنم.

دیوونه.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

؟
موضوع: چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 14:51
یک فیله سوار ماشین میشه

تصادف می کنه

میدونین چرا؟

چون شصت نداشت بوغ بزنه

خداییش جک از این بی مزه تر شنیده

بودید

1 نوشته شده توسط خودتی | لینک ثابت |

موضوع: جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 22:4
تا تابستون دیگه وبلاگ ،کپک که خوبه

تار عنکبوت می بنده

اصلا تا سال دیگه کی مرده کی زنده

اصلا تا سال دیگه من و دیوونه

یادمون می ره که پارسال یه وبلاگ

درپیت هم داشتیم

پس اصلا امیدوار نباشید

1 نوشته شده توسط خودتی | لینک ثابت |

؟
موضوع: جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 21:34
بابا ما که بی کار نیستیم

درس و مدرسه و زن و بچه و ....

خلاصه زندگی خرج داره دیگه

ما را به بزرگی خود ببخشید

1 نوشته شده توسط خودتی | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox

با قرار دادن اين لينك باكس در سايت يا وبلاگتان و اطلاع به ما آمار خود دا تا 1000% افزايش دهيد.

 
Copyright © 2006 - Site bus: دیوونه & Designer: Hessam Sedaghati