تبليغاتX
به فضا خوش امدین


به فضا خوش امدین
ما داریم می ریم فضا شما نمی این
بلا
موضوع: شنبه ششم مرداد 1386 14:10
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

خبر
موضوع: پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 20:55
۱ـ کتاب جدید دارن شان از سری نبرد با شیاطین به نام بک توسط سایت دارن شان ترجمه خواهد شد.توصیه می کنم حتما به این سایت سر بزنید.

فصل یک کتاب:دریافت

فصل دو کتاب:دریافت

۲ـ کتاب چهارم آرتمیس فاول با نام آرتمیس فاول و انتقام اپال از نشر افق و با ترجمه ی شیدا رنجبر منتشر شد.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

به کوری چشم حسود
موضوع: چهارشنبه هشتم فروردین 1386 11:35
به کوری چشم حسودان (مخصوصا بارسایی ها) اینم جدول رده بندی که یوونتوس با اقتدار اوله:

اینم جدول گلزنان که بازم به کوری چشم حسودان دل پیرو اوله:

پانزده گل

دل پيرو - يوونتوس

سيزده گل

بلوچي - بولونيا

يازده گل  

پاپا وايگو - چزنا

ده گل

کالايو - ناپولي

کاکيا - پياچنزا

پی نوشت:

این جدول بر اساس اطلاعات تا ۲۹ اسفند هست.

منبع هم که معلومه

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

سوال
موضوع: دوشنبه ششم فروردین 1386 15:36
اینم یه اپ دیگه حالشو ببرید.

نظر یادتون نره!!

من يه سؤال دارم و اميدوارم به اون بتونيد جواب بدبد.

البته اين سؤال را بعد از خواندن كتاب سرزمين اشباح به ذهنم خطور كرد:

اگر انسان ها به جايگاهي برسند تا بتوانند به گذشته سفر كنند و آن را تغيير بدهند چي ميشه؟؟!!
مثلا”به زماني كه هيتلر جنگ را شروع كرد برگردند و اونو بكشند اون موقع چي مي شه؟!!
دنيا يكي رو بجاي اون مي ذاره تا همون اتفاقات تكرار بشه و دنيا همون روال قديمي رو ادامه بده.

اون موقع خوب وقتي سرنوشت اون دست خودش نيست آيا در پس از مرگ بازم بايد به مجازات بره؟!!بخاطر كاري كه تاريخ به اون تحميل كرد؟؟!!
حالا به دومين فرضيه مي رسيم :

بعد از كشتن هيتلر ديگه جنگ تكرار نمي شه و روال كلي جهان تغيير مي كنه و جهاني نو پديد مياد و ...

نظر خودتون بگيد.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

2 داستان
موضوع: دوشنبه ششم فروردین 1386 9:9
فعلا برای شروع کار امروز ۲ تا داستان قشنگ براتون می ذارم تا حال کنید:

۱-يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشق اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش.

از انجایی که بسیاری از افراد از داستان های اصیل ایرانی خبر ندارند داستان ارش کمان گیر را می ذارم تا با اساطیر ایران نیز اشنا بشید.

۲-زمان تجاوز افراسياب _شاه توران_ به خاك ايران در زمان منوچهر شاه ُ-افراسياب چون به كشور ايران تاخت،منوچهر شاه را در تبرستان به محاصره در آورد.اين محاصره مدتي دوام يافت،تا آنجا كه شاه ايران و سپاهش از لحاظ معاش و خوراك در تنگنا قرار گرفتند.در مذاكراتي كه جهت صلح ميان افراسياب و منوچهر انجام گرفت،شاه ايران پيشنهاد داد كه جهت تعيين مرز به اندازه مسافت پرتاب يك تير از سوي تير اندازي از سپاه ايران موافقت شود و سركرده تورانيان اين پيشنهاد را پذيرفت.امشاسپند اسپندارمذ_يكي از امشاسپندان يا فرشتگان درگاه خداوند_ به شاه ايران پيام آورد كه دستور دهد كماني با مشخصات لازم بسازند و پرتاب كننده آن را نيز نام برد.به فرمان شاه آن مرد را كه ارخش-آرش- نام داشت،حاضر كردند.آرش مردي بود ديندار و نيك كردار.منوچهرجهت را به وي نشان داد وگفت بايداين چوبه تير را با اين كمان پرتاب كني.آرش آماده گشت.پوشاك از تن به درآورد و خطاب به شاه و مردمان گفت:پيكر مرا ببينيد كه از هر زخم و عيبي پاك است.مي دانم كه چون با همه نيرو تيري بيندازم،پيكرم پاره پاره خواهد شد و خواهم مرد ولي به خاطر عشق به ميهن و ايرانم اين كار را خواهم كرد.پس برهنه شد و آن كمان بزرك و سنگين را با نيرويي كه خداوند به وي بخشيده بود آنچنان كشيد كه تا نهايت،زه باز شد و تير را رها ساخت و آن چنان كه گفته بود بدنش پاره پاره شد و بمرد.به فرمان خداوند,باد آن تیر را از کوه رویان به دورترین نقطه خراسان,جایی میان فرغانه و طبرستان برد و تیر به درخت گردوی بزرگی برخورد کرد.مسافت چنان بود که گویندهزارفرسنگ می شد و منوچهر و افراسیاب بدین مرز با هم صلح کردند؛

منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

جدید
موضوع: جمعه سوم فروردین 1386 9:40
من برای نواوری قالب عوض کردم و بازدید ها به یکی تنزل یافت.

خیلی حال کردم!!!!!!

منتظر باشید...

دو شنبه می خوام بیام اپ کنم.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

بریم فضا
موضوع: چهارشنبه بیستم دی 1385 11:57

به نام خالق فضا

سلام خدمت فضانوردان جوان و کم تجربه ی خودم!!!!

ما از این به بعد می خواهیم مبانی فضانوردی و اینکه چگونه می توانیم یک فضانور خوب بشویم را با هم بررسی کنیم.

پس قلم و کاغذا را اماده کنید و موتور فضاپیماتون روشن کنید و اماده ی شمارش معکوس بشید.

۱ـ راههای رفتن به فضا:
همان طور که حتما همتون اطلاع دارید راههای رسیدن به خدا به اندازه ی افراد روی زمین است و با تحقیقاتی که شرکت فضانوردی ما یعنی دی.وی(دیوونه خودتی) انجام داده راههای رسیدن به فضا هم به اندازهی راههای رسیدن به خدا یعنی به اندازه ی تمام انسان های روی زمین است.

الف:در محیطی که می خواهید از انجا به فضا اعزام بشید مطلقا باید سکوت حکمفرما باشد.

باید سعی کنید که محیط نه سرد باشد و نه گرم (حدید ۳۶ درجه)

برای افزایش ایمنی از قبل روغن موتور و اقلام دیگر فضاپیما را چک کنید و حتما در طول سفر کمربند های خودتان را ببندید.

ب:حالا به شرایط خودتان می پردازیم:

نباید گرسنه باشید

باید به اندازه ی کافی خوابیده باشید

باید به اندازه ی کافی پول به همراه داشته باشید.

در جلسات بعدی اموزش عملی نیز خواهیم داشت.

جلسه ی بعدی فردا بعد از ظهر

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

من برگشتم
موضوع: شنبه شانزدهم دی 1385 15:44

به نام خدا

خوب حالا که وقت امتحانات و همه دارن خر می زنن (خودتی جان با تو نبودم )منم گفتم بیام به بلاگ یه صفایی بدم و یه حالی بهش بدم.

امروز رو فرمم امتحان دین و زندگی داشتیم و با اقتدار ۲۰ می شم.

باورتون میشه؟؟؟؟

تا حالا تو مدرسه زیاد بچه های ما سوتی ندادند(اره جون خودت)

خوب حالا  یکی را با هم بررسی می کنیم:

ما یه معلم کامپیوتر داریک که ما رو اتاق کامپیوتر نمی برد بخاطر همین بچه های ما هم ناراحت می شدند و نمی ذاشتند درس بده تا اینکه صبر بچه ها تموم شد و اعصاب بچه ها خرد شد و مجبور شدیم به عملی غیر اصولی و اخلاقی دست بزنیم و یک گچ را به وسط پیشانی او پرت کنیم اونم خیلی عصبانی شد و یه حالی از ما گرفت.

نتیجه ی اخلاقی:

۱ـ معلمای عزیز با بچه ها در نیفتین و اگرم افتادین مس‌یولیتش با خودتون.

۲ـ بچه های عزیز فکر اخر ترم و نمره ی مستمر هم باشید.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اینجا سیبری خبر گزاری ...
موضوع: یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 17:47
مدرسه از اول تا حالا:

روز اول رفتیم مدرسه منو خودتی با گاوه عزیز تو یه کلاس بودیم (کلاس ۸ ) ولی کرکس تو کلاس ۹ بود با چند تا خلو و چله دیگه.

ما تا پارسال همیشه ردیف اخر سمت چپ بودیم ولی امسال اومدیم ردیف اول سمت راست.

اینجا حالش بیشتره چون همه به اخر کلاس گیر میدن.

تشریح معلما:

۱ـمعلم اجتماعی: عشق من.اولین بار میاد سره کلاس برای ما از مدرسه های جنوب تهران و چاقوکشی هاش تو اونجا تعریف می کنه می گه یه چک زدم تو گوش یکی درب و داغون شد و ... بالاخره برای خودش یه عالمی داره.پرسیدنش مثل سوالای تو قبره رست می کشه .می میری تا به سوالاش جواب بدی تا حالا تو سه کلاس به ۸ ۹ نفر ۸ داد.

۲ـ معلم شیمی:عالم هپروت.میاد تو کلاس می گه کتابو باز کنید بخونید خودشم کیفشو باز می کنه می ره پشتش اس.ام.ای بازی میکنه.ولی ار اونقدری که معمولی درس می ده خیلی استفاده می بریم.هفته قبل دو نفرو برد جلو به هر دو تا ۱ داد.

(نمره ها رو حال می کنید؟؟؟!!!)

خیلیم جوکه ولی بعضی موقعا عصبانی هم میشه.

۳ـ معلم فیزیک:زنگش معروف یه وقته خواب.تو هر جلسه حدودا ۵ الی ۱۰ دقیقه درس مفید داریم که همونم شفاهی میگه ما هرچی حالیمون شد باید بنویسیم.

(راستی یادم رفت بگم شما تا حالا کسیو دیدین ۱۴ سالش باشه ۹ بلد نباشه بنویسه؟؟؟من یکیو می شناسم به نام چاق)

حالا میاد امتحان بگیره مارو می کشه امتحان تستی گرفت واقعا میرو تیکه تیکه کرد

(امتحان دارای نکته ی انحرافی بود یه سوال می گفت کدوم غلطه همه صحیح بود وقتی بهش می گیم می گه نه همه سوالا درسته!!!!

یعد که امتحان تموم میشه می گه نه شما باید جلوی اون سوال می نوشتین همه درسته!!!!!
معلمم معلمای قدیم!!!)
خوب دیگه خسته شدم بعدا بقیشو می نویسم.

بای.

 دیوونه

مسخره است مگه نه؟

بعدا یه چیزه باحال می نویسم.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اینجا یخچال است!!!!
موضوع: یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 17:23
یه روز یه مرده می ره سره کوچه نون بگیره بر می گرده می بینه خونه اش اتیش گرفته!!۱

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

هک
موضوع: یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 14:19

This web hacked by divoone

سلام خوفین؟

دیدم نصفه وبایی که میرم هک شده گفتم منم بیام خودمو هک کنم.

دیوونه.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

هممم
موضوع: پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 13:17

به نام خدا

هر کسی که مایل است زین پس این وبلاگ را اداره کند به ای دی من پی ام بده.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

خداحافظی
موضوع: پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 7:54

به نام خدا

خوب سال تحصیلی داره نزدیک می شه و با برنامه ای که من دارم مطمئنن دیگه نمی تونم اپ کنم از کسانی که تا حالا با ما بودند. متشکرم.

خوب تا تابستان بعدی خداحافظ.

دوستدار شما.دیوونه

ویرایش:

تیک تیک تاک

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

جوک
موضوع: چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 8:19

مي خواستن سه تا ديوونه رو امتحان كنن بيينن خوب شدن يا نه . براشون يه نوار نوحه ميزارن
مي بينن دو تاشون دارن مي رقصن يكي شون يه گوشه نشسته. فكر مي كنن خوب شده . ازش ميپرسن چرا اينجا نشستي مي گه هيس من عروسم

سه ديوانه ميگن خوب شدن! دكتر به هر كدومشون يه مقدار ذغال ميده مي بينه چي ميكنن.
اولي ذغال ها را به آب مي اندازد.
دومي ذغال ها را خورد مي كند.
سومي ذغال ها را به سرش مي گذارد و مقابل دكتر راست مي ايستد.
دكتر مي پرسه چي مي كني؟ ميگه: بفرما قليون

بچه اصفهانيه 20 مياره باباش مي زندش ميگه با 10 هم پاس بودي اين همه خودكار حروم كردي

سه ديوانه ادعا كردن كه خوب شدن.دكترشون گفت كه بايد ازشون امتخان بگيره.به ميزو چرب كرد گفت بريد بالاش لامپ ببندين.اولي رفت بالا با سر اومد زمين دومي ام همين طوري شد ولي سومي يه روزنامه پهن كرد رفت بالاش لامپ بست.ازش پرسيدن چرا ؟ گفت ميخواستم قدم بلند شه.

سرباز:اينجاماهيگيري ممنوعه.
فلاني:ولي تابلو كه نزدين.
سرباز:نزديم كه نزديم.زودباش ازبالاي اكواريوم بياپايين.

تركه ماشينش تو برف گير مي كنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه

تركه شبا يه پارچ آب خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن آخه خنگ چرا اينجوري مي كني؟ ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پا پيشم مي بينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم؟

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

هه
موضوع: سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 16:29

احکام چت در اسلام

اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند، واجب است كه قبل از شروع چت، صيغه حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود. اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد. كليك كردن هر دو نفر مستحب است.

بديهي است كه اين صيغه، تنها تا باز بودن پنجره چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره، چه سهوا و چه عمدا، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.

زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره چت يا بيشتر از آن نيستند. دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغه مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغه مجازي حلاليت را ندارند (چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر).

صيغه مجازي محرميت، همچون صيغه مجازي حلاليت، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت. تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد.

مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجره توامان چت را ندارند. فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد. چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد.

اگر به هر علت غير ارادي، مثل وقوع زلزله، تسك كردن ناگهاني سيستم، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، احكام ايكون هاي حرامزاده مشبهه بر آن صادق است.

بستن پنجره چت به اختيار مردان مي باشد. چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند، واجب است تا 4 روز عده پنچره بسته شده را به جا بياورد. قبل از پايان عده، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد.

چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغه مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند، اين چت به منزله زناي محصنه مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد.

اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد، با علم به متاهل بودن زن، حتي در صورت جاري شدن صيغه مجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد.

زنان و مردان مشمول صيغه مجازي حلاليت، درصورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترنتي محكوم شده و درصورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد (ه) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است.

منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

جوک بی مزه
موضوع: سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 16:0

دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!

طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم.

اولي : مي دوني يه فيل خاکستري رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش. حالا مي دوني يه فيل قرمز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: روش خاکستر مي ريزن بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا مي دوني يه فيل سبز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه،
بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش،
مي کشنش. حالا مي دوني يه فيل زرد رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه،
بعد يه حرف زشت مي زنن قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.
حالا مي دوني يه فيل آبي رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه. اولي: مي زارنش جلوي آفتاب زرد
مي شه، بعد يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه، بعد يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري
مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا ميدوني يه ...

ه خرگوشه مي ره داروخونه مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: نه. خرگوشه هي هر روز مي آد و همون سوال را تکرار مي کنه.
داروخونه چي فکر مي کنه، هزار تا ميخ مي خرم و به هش ميدم، هم راحت مي شم و هم درآمدي داره، مي ره و اين کار را مي کنه. خرگوشه دوباره مي اد مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: بله. خرگوشه مي گه: اوه چه قدر ميخ !!!

راننده مي رسه به پليس راه، سروانه مي گه: کارت ماشين، گواهينامه. راننده مي پرسه؟ چي كار
كنم؟ باهاشون جمله بسازم.

مي گن: هاچ، زنبور عسل، با لاخره مادرش رو در سايت اورکات پيدا کرد.

يکي تو مسابقه ۲۰ سوالي شرکت مي کنه، از قبل با پارتي جوابو که ۲چرخه بوده بهش ميگن و ازش ميخوان براي اينکه کسي نفهمه چندتا سوال الکي بپرسه. طرف ميگه:
-
هويجه؟؟؟ ميگن نه . ميگه پس دوچرخست........

پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام برم دانشگاه نظرت چيه؟
باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو.

چند نفر مي رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط هاي راه هي مي گفت: چ چ چ چ .

گروه ميرسه بالاي كوه, مي خواستند چادر بزنند, سرپرست ميگه:

چ چ چادر يادم رفت!!!ميگن اي بابا بايد برگرديم پايين, توي راه برگشت سرپرست همش مي گفته: ش ش ش ش .

خلاصه مي رسند پايين و مي بينند كه چادر نيست.
از هم مي پرسند چادرها كو؟

ميگه ش ش ش شوخي كردم!!!!!

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

ایا می دانستی؟
موضوع: سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 15:58
نخستین كشاورزان 9 هزار سال پیش از میلاد مسیح دست به پرورش گیاهان زدند و اولین بار در مناطقی از خاورمیانه زراعت به طور گسترده انجام می‌شد. گرایش ایشان از شكار به زراعت باعث اسكان بشر در كنار مزارع شد. با ورزیده شدن كشاورزان در تولید محصولات كشاورزی و پرورش دام امكان سكونت برای افرادی پدید آمد كه می‌توانستند به كارهای دیگری بپردازند و مواد غذایی مورد نیاز خود را از كشاورزان بخرند. امروز زراعت تبدیل به یك دانش و صنعت بزرگ شده و با استفاده از تكنولوژی خاص، سالانه میلیون‌ها تن انواع گیاهان خوراكی و صنعتی در جهان تولید می‌شود
 
آیا میدانستی که داركوب ها قادرند 20 بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند؟
 
آیا میدانستی که یک انسان بالغ که تقریبا" پنج لیتر خون در رگهایش جاریست اگر یک و نیم لیترش را از دست بدهد احتمال مرگش بسیار بالاست؟
 
آیا میدانستی که مدت زمان گردش سیاره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشید میباشد؟
 
آیا میدانستی که 90 درصد سم مارها از پروتئین تشكیل یافته است؟
 
آیا میدانستی که قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد؟
 
آیا میدانستی که گونه ای از خرگوش قادر است 12ساعت پس از تولد جفت گیری كند؟
 
آیا میدانستی که سطح شهر مكزیك سالانه بیست و پنج سانتیمتر نشست میكند؟
 
آیا میدانستی که موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند؟
 
آیا میدانستی که بیشترین سرعتی که انسان آن را تجربه کرده است چهل هزار کیلومتر در ساعت در سال شصت و نه میلادی با سفینه آپالو ده بوده است؟
 
سالها قبل، یکی از جانورشناسان برای نخستین بار به استرالیا رفت. ناگهان از مشاهده جانور عجیبی که با دم بلندش، جهش کنان طول صحرا را می پیمود به هیجان آمد! رو به یکی از بومیان کرد و پرسید نام این جانور چیست؟ مرد بومی پاسخ داد: کانگورو! پس از بازگشت جانورشناس به کشورش، عکس و تفصیلات جانور عجیبی که می پنداشتند کانگورا نام دارد در روزنامه ها چاپ شد، و امروز نیز به همین اسم نامیده میشود. امّا بد نیست بدانید سالها بعد که دانشمندان با زبان بومیان استرالیا آشنا شدند دریافتند که واژه کانگورو در زبان بومیان آن سرزمین یعنی: من نمیدانم!!! به هر حال این نام که حاصل یک اشتباه لپی میباشد از آن زمان تاکنون بر روی این جانور باقی مانده است
آیا میدانستی بعد از مرگ انسان قلب انسان چهار ساعت و ششها شش تا هشت ساعت، کبد دوازده ساعت، لوزالمعده هفده ساعت و کلیه ها بیست و چهار ساعت بدون اکسیژن زنده هستند
 
آیا میدانستی که بزرگترین کوه یخی که در سال 1956 از قطب جنوب جدا شد طول آن به سیصد و سی و پنج کیلومتر و عرض آن به پنجاه و هفت کیلومتر میرسید یعنی به اندازه کشور بلژیک بود؟
 
آیا میدانستی درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که درازای آن به بیش پنجاه و پنج متر میرسد؟
 
آیا میدانستی که آچار فرانسه را فرانسوی ها درست نکردند بلکه این سوئدی ها بودند که این آچار اختراع کردند و جالبتر اینکه در خود فرانسه این آچار بنام آچار انگلیسی معروف است؟
 
آیا میدانستید که اغلب مارها دارای 6 ردیف دندان میباشند؟
 
آیا میدانستی که شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند؟
 
آیا میدانستی که قلب والها تنها 9 بار در دقیقه میتپد؟
 
آیا میدانستی که در فرمان آزادی کورش (قانون حقوق بشر). که 2541 سال پیش با خط میخی روی استوانه بزرگی نوشته شده و امروز در موزه لندن است، این جمله ها آمده اند: « انسانها آزادند که هر خدایی را که دلخواه آنها است بپرستند، آنها آزادند که در کشور دلخواه خویش زندگی کنند، همگی باید در آرامش و صلح زندگی نمایند
 
آیا میدانستی که اولین كلیسای ساخت بشر یعنی كلیسای پطرس مقدس در انطاكیه ترکیه میباشد؟
 
بزرگترین طلای سفیدی یکپارچه که تاکنون یافت شده ، طلای سفیدی بود که در حدود صد و شصت سال پیش در حوالی سیبری به دست آمد. این طلای سفید دوازده و نیم کیلوگرم وزن ، و در زمان خود سی و دو هزار و پانصد دلار ارزش داشت
 
آیا میدانستی اگر سر لاشخور مو یا پر داشت هنگامی كه با منقار خود از گوشت لاشه تغذیه می كرد، میكروبها وارد موهایش می شدند و همان جا رشد می كردند اما بی موئی سر لاشخور باعث می شود كه كله این حیوان در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار گیرد و در نتیجه میكروبها روی سرش از بین بروند

آیا میدانستی چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با سیزده کشور هم مرز است
 
آیا میدانستی موریانه ها قادرند تا 2 روز زیر آب زنده بمانند
 
آیا میدانستی که کبد انسان بین سیصد تا پانصد روز کاملا نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود؟
 
آیا میدانستی که داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد؟
 
آیا میدانستی درازترین دم به سوسمار آبهای شور تعلق دارد که درازای آن به سه متر میرسد؟
 
آیا میدانستی قدمت خالکوبی به بیش از 5000 سال میرسد؟
 
آیا میدانستی که كبوتر ماده اگر تنها و دور از هم جنسان خود باشد نمی تواند تخم بگذارد، امّا اگر خود را در آیینه ببیند به تصور اینكه كبوتر دیگری وجود دارد تخم میگذارد؟
 
راستی میدانید تا چه عمقی میتوان بدون وسایل غواصی شنا کرد؟ بایستی بگوییم که در سال نود و شش میلادی یک غواص کوبایی بنام فرانسیسکو فرارس توانست بدون هیچ گونه وسایل غواصی تا عمق صد و سی متری برود و بدین طریق رکورد جهان را بنام خود ثبت کند. ولی با وسایل بسیار پیشرفته غواصی میتوان تا عمق هشتصد متری هم رفت ، این وسایل بیشتر در صنعت نفت برای مته کردن کف دریا استفاده میشود
 
آیا میدانستی که داریوش در بین سالهای 518- 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندین تن از معماران مصری بروی كاغد آورد؟
 
آیا میدانستی که مردها از 100 هزار سال پیش شروع به اصلاح کردن صورتهای خود کرده اند، آنها به کمک گوش ماهی و صدفها این کار را انجام میدادند؟
 
آیا میدانستی که فیثاغورث که بدلیل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد بود؟
آیا میدانستی لایه بیرونی پوست انسان هر دو هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود؟
 
آیا میدانستی احتمال ابتلای یک نوزاد به بیماری دیابت از طرف مادر دیابتی یک و نیم درصد و از طرف پدر دیابتی شش درصد میباشد؟
 
آیا میدانستی بیشترین جراحیهای پلاستیکی در اسپانیا انجام میشود؟
 
آیا میدانستی مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه سخن میگویند؟
 
آیا میدانستی كلمه شاهراه از راهی كه كورش کبیر بین سارد پایتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است؟
 
آیا میدانستی بیشترین روزنامه در چین به چاپ میرسد، روزانه صد میلیون نسخه یعنی ده درصد کل روزنامه های جهان در چین به چاپ میرسد؟
 
آیا میدانستی خلیج فـارس 500 هزار سال قدمت دارد
 
آیا میدانستی که تنها با خوردن یك عدد گوجه‌فرنگی در روز نزدیك به نصف نیاز روزانه‌تان به ویتامین ث را دریافت می‌كنید؟
 
آیا میدانستی که اردنی ها چاقترین مردمان دنیا را دارند، بهتر از این را هم بدانید که هفتاد و پنج درصد از خانومها و شصت درصد آقایون اردنی چاق هستند؟
 
آیا میدانستی که اولین مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند؟
 
آیا میدانستی در هر دقیقه شش نفر بر اثر بیماری دیابت در جهان جان خود را از دست می دهند، این شش نفر كسانی هستند كه در آخرین لحظات بروز بیماری و در نهایت اوج بروز بیماری از بیماری خود اطلاع پیدا می‌كنند؟
آیا میدانستی 50 درصد جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نكرده است؟
 
آیا میدانستی که مزه سیب، پیاز و سیب زمینی یكسان میباشد و تنها بواسطه بوی آنهاست كه طعم های متفاوتی می یابند؟
 
آیا میدانستی که آدولف هیتلر گیاهخوار بوده است؟
 
آیا میدانستی سالانه 500 فیلم در امریكا و 800 فیلم در هند ساخته میشود؟
 
آیا میدانستی که فیلها قادرند روزانه شصت گالن آب و دویست و پنجاه كیلوگرم یونجه مصرف كنند؟
 
آیا میدانستی که از 294 کشور جهان، صد و بیست کشور آن مجازات اعدام را ندارند؟
 
آیا میدانستی قلب انسان بطور متوسط صد هزار بار در سال میتپد؟
 
آیا میدانستی که یك كوه آتشفشان قادر است ذرات ریز و گرد و غبار را تا ارتفاع پنجاه كیلوكتری به فضای اطراف پرتاب كند؟
 
آیا میدانستی که كانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟
 
آیا میدانستی بزرگترین مجسمه بودا در چین قرار دارد که بلندای آن چهارصد و شانزده متر و پهنای آن شصت و هشت متر میباشد؟
 
آیا میدانستی که در عطسه ی کنترل نشده از طرف یك شخص بیمار پنج هزار قطره های ریزی که حاوی ویروس میباشد در فضا پخش میشود؟
آیا میدانستی در برج ایفیل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است؟
 
آیا میدانستی که پیاز بعلت داشتن انسولین گیاهی و اینولین برای مبتلایان به مرض قند مفید بوده و قند خون را پایین میاورد؟
 
آیا میدانستی که اصلاح صورت را اسکندر مقدونی مد کرد؟ بطوری که هرگز اصلاح نکرده به میدان جنگ نمی رفت؟
 
آیا میدانستی 135 میلیون نفر از مردم دنیا به بیماری دیابت مبتلا هستند؟
 
آیا میدانستی که قویترین زلزله ایی که تا بحال در جهان رخ داده و به ثبت رسیده است در سال 1960 در اقیانوس آرام نزدیک کشور شیلی رخ داد که قدرت آن نه و نیم ریشتر بود که فقط سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؟
 
آیا میدانستی که بزرگترین تخم، در مقـــــــایسه با اندازه بـــــــدن، متعلق به پرنده ای به نام «كیوی» است كه در استرالیا زندگی می كند. جثه كیوی، تقریبا" به اندازه یك مرغ است، اما تخمی كه می گذارد، یك چهارم بدنش وزن دارد؟
 
آیا میدانستی دانشمندان به تازگی كشف كرده اند كه تقریبا" سی تا چهل درصد از همه سرطان ها با خوردن میوه ، سبزیجات ، غذاهای گیاهی كم چرب و مواد غذایی پركالری ، قابل پیش گیری است؟
 
آیا میدانستی دانشمندان به تازگی كشف كرده اند كه تقریبا" 30 تا 40 درصد از همه سرطان ها با خوردن میوه ، سبزیجات ، غذاهای گیاهی كم چرب و مواد غذایی پركالری ، قابل پیش گیری است
 
آیا میدانستی لباس قرمز و سفید بابا نوئل از شرکت کوکاکولا به یادگار مانده است، سال 1931 میلادی شرکت کوکاکولا برای تبلیغات خود از این رنگها در لباس بابا نوئل استفاده کرد؟
 
آیا میدانستی زالو دارای یازده معده و سه دهان میباشد و هر دهان داری صد عدد دندان میباشد، جالب است این را هم بدانید که یک وعده خون مکیدن میتواند زالو را یک سال زنده نگه دارد؟
 
آیا میدانستی که فیلها از بوی عسل بدشان می آید. حتی بوی عسل فیل ها را فراری می دهد؟
 
آیا میدانستی که خانومها بیشتر از آقایون مبتلا به بیماری دیابت میشوند؟

آیا میدانستی که خانومها بطور متوسط ، در طول عمرشان هیجده هزار ساعت بیشتر از آقایون تلفنی صحبت میکنند؟
 
آیا میدانستی که دلفین ها هر سه سال، فقط یک بچه بدنیا میاورند و عمر متوسط آنها چهل سال میباشد؟
 
آیا میدانستی انسان 9 هزار سال پیش از میلاد برای اولین بار به کشاورزی پرداخت؟
 
آیا میدانستی دقت بزرگترین تلسکوپی که در حال ساخت است ، پنج هزار میلیــــــــــــارد برابر از چشم معمولی قویتر است، جالب است بدانید که با این تلسکوپ میشود فاصله ای به مسافت سیزده میلیارد سال نوری را مشاهده کرد؟
 
آیا میدانستی که پژوهشگران مدعی هستند كه نوشیدن قهوه در طولانی مدت در فشار خون خانم‌ها تعادل ایجاد می‌كند در حالی كه نوشیدن كوكاكولا باعث ایجاد فشار خون‌ می‌شود؟
 
آیا میدانستی که سال 1790 جمعیت آمریکا تقریبا چهار میلیون نفر بود و شوربختانه از این چهار میلیون نفر هفتصد هزار نفرش برده بودند
 
آیا میدانستی که زبان انگلیسی دارای بیشترین کلمه میباشد، تعداد کلمات در زبان انگلیسی بیشتر از نیم میلیون واژه میباشد؟
 
آیا میدانستی که زرتشت یعنی ستاره زرین؟
 
آیا میدانستی که تـعداد گیرنده های شبكه چـشم شـامـل پنج تا شش میلیون سلول مخروطی و دوازده تا چهارده میلیون سلول میله ای میباشد؟
 
آیا میدانستی قطر شاهرگ گردن شش میلیمتر میباشد؟
 
آیا میدانستی ناخن انگشت میانی سریعتر از دیگر انگشتها رشد میکند؟
آیا میدانستی که نروژ سومین کشور صادر کننده نفت میباشد؟
 
آیا میدانستی که پژوهشگران مدعی هستند که با برداشتن تخمدانها توسط عمل جراحی عمر بیمار بطور متوسط هشت سال کمتر میشود؟
 
آیا میدانستی که خرسهای پاندا 14 ساعت از وقت خود را در شبانه روز صرف خوردن میکنند و جالبتر اینجاست که آنها فقط از گیاه بامبو «خیزرانی» تغذیه میکنند؟
 
آیا میدانستی که اسکنر 48 سال پیش اختراع شده است؟
 
آیا میدانستی که حدود 100 سال پیش پزشکان آمریکایی بر این عقیده بودند، زنانی که خیلی باهوش هستند باردار نمی شوند؟؟
آیا میدانستی که ستاره دریایی فاقد مغز میباشد؟
 
آیا میدانستی که به تازگی مشخص شده است كه سلول‌های بنیادی از جنین در حال رشد می‌توانند طی بارداری در مغر مادر جای گیرند. این یافته با مطالعه‌ی روی موش به دست آمده است و اگر در مورد انسان هم چنین نتیجه‌ای به دست آید، كاربردهای پزشكی آن می‌تواند بسیار مفید باشد؟
 
آیا میدانستید سالانه 5000 کارگر در معادن چین جان خود را از دست میدهند؟
 
آیا میدانستی که سطح آب دریاها در عرض صد سال اخیر ده تا بیست سانتیمتر بالا آمده و جالب اینجاست که سه سانتیمترش در عرض این ده سال آخر بوده است، بد نیست این را هم بدانید که طبق برآوردی که دانشمندان کردند شهرهایی چون کلکته، لندن، نیویورک و بخش زیادی از بنگلادش در عرض صد سال آینده زیر آب خواهند رفت؟
 
آیا میدانستی دانشمندان موفق شدن به کمک علم ژنتیک ژنهای انسان را به جنین گوسفند تزریق کنند و بدین ترتیب از قلب گوساله بدنیا آمده برای پیوند قلب به همان شخصی که ژنها از او گرفته شده، استفاده کنند
 
آیا میدانستی که مروارید درون سركه ذوب میگردد؟
 
آیا میدانستی که فقط هزینه ی مادی فرار نخبه گان «مغزها» بیش از پنجاه بیلیون دلار در سال تخمین زده می شود؟ و برخی معتقدند كه فرار هر نخبه معادل تخریب ده حلقه چاه نفت به اقتصاد مملكت ضربه میزند
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

داستان کوتاه
موضوع: دوشنبه بیستم شهریور 1385 7:41

به نام خدا

اینم داستان کوتاه که واقعا قشنگ هست:

 

خوشحالي


حدود نيمه هاي شب بود.
دميتري كولدارف ، هيجان زده و آشفته مو ، ديوانه وار به آپارتمان پدر و مادرش دويد و تمام اتاقها را با عجله زير پا گذاشت. در اين ساعت ، والدين او قصد داشتند بخوابند. خواهرش در رختخواب خود دراز كشيده و گرم خواندن آخرين صفحه ي يك رمان بود. برادران دبيرستاني اش خواب بودند.
پدر و مادرش متعجبانه پرسيدند:
ــ تا اين وقت شب كجا بودي ؟ چه ات شده ؟
ــ واي كه نپرسيد! اصلاً فكرش را نميكردم! انتظارش را نداشتم! حتي … حتي باور كردني نيست!
بلند بلند خنديد و از آنجايي كه رمق نداشت سرپا بايستد ، روي مبل نشست و ادامه داد:
ــ باور نكردني! تصورش را هم نمي توانيد بكنيد! اين هاش ، نگاش كنيد!
خواهرش از تخت به زير جست ، پتويي روي شانه هايش افكند و به طرف او رفت. برادران محصلش هم از خواب بيدار شدند.
ــ آخر چه ات شده ؟ رنگت چرا پريده ؟
ــ از بس كه خوشحالم ، مادر جان! حالا ديگر در سراسر روسيه مرا مي شناسند! سراسر روسيه! تا امروز فقط شما خبر داشتيد كه در اين دار دنيا كارمند دون پايه اي به اسم دميتري كولدارف وجود خارجي دارد! اما حالا سراسر روسيه از وجود من خبردار شده است! مادر جانم! واي خداي من!
با عجله از روي مبل بلند شد ، بار ديگر همه ي اتاقهاي آپارتمان را به زير پا كشيد و دوباره نشست.
ــ بالاخره نگفتي چه اتفاقي افتاده ؟ درست حرف بزن ؟
ــ زندگي شماها به زندگي حيوانات وحشي مي ماند ، نه روزنامه مي خوانيد ، نه از اخبار خبر داريد ، حال آنكه روزنامه ها پر از خبرهاي جالب است! تا اتفاقي مي افتد فوري چاپش ميكنند. هيچ چيزي مخفي نمي ماند! واي كه چقدر خوشبختم! خداي من! مگر غير از اين است كه روزنامه ها فقط از آدمهاي سرشناس مي نويسند؟ … ولي حالا ، راجع به من هم نوشته اند!
ــ نه بابا! ببينمش!
رنگ از صورت پدر پريد. مادر ، نگاه خود را به شمايل مقدسين دوخت و صليب بر سينه رسم كرد. برادران دبيرستاني اش از جاي خود جهيدند و با پيراهن خوابهاي كوتاه به برادر بزرگشان نزديك شدند.
ــ آره ، راجع به من نوشته اند! حالا ديگر همه ي مردم روسيه ، مرا مي شناسند! مادر جان ، اين روزنامه را مثل يك يادگاري در گوشه اي مخفي كنيد! گاهي اوقات بايد بخوانيمش. بفرماييد ، نگاش كنيد!
روزنامه اي را از جيب در آورد و آن را به دست پدر داد. آنگاه انگشت خود را به قسمتي از روزنامه كه با مداد آبي رنگ ، خطي به دور خبري كشيده بود ، فشرد و گفت:
ــ بخوانيدش!
پدر ، عينك بر چشم نهاد.
ــ معطل چي هستيد ؟ بخوانيدش!
مادر ، باز نگاه خود را به شمايل مقدسين دوخت و صليب بر سينه رسم كرد. پدر سرفه اي كرد و مشغول خواندن شد: « در تاريخ 29 دسامبر ، مقارن ساعت 23 ، دميتري كولدارف … »
ــ مي بينيد ؟ ديديد ؟ ادامه اش بدهيد!
ــ « … دميتري كولدارف كارمند دون پايه ي دولت ، هنگام خروج از مغازه ي آبجو فروشي واقع در مالايا برونا (ساختمان متعلق به آقاي كوزيخين) به علت مستي … »
ــ مي دانيد با سيمون پترويچ رفته بوديم آبجو بزنيم … مي بينيد ؟ جزء به جزء نوشته اند! ادامه اش بدهيد! ادامه!
ــ « … به علت مستي ، تعادل خود را از دست داد ، سكندري رفت و به زير پاهاي اسب سورتمه ي ايوان دروتف كه در همان محل متوقف بود ، افتاد. سورچي مذكور اهل روستاي دوريكين از توابع بخش يوخوسكي است. اسب وحشت زده از روي كارمند فوق الذكر جهيد و سورتمه را كه يكي از تجار رده ي 2 مسكو به اسم استپان لوكف سرنشين آن بود ، از روي بدن شخص مزبور ، عبور داد. اسب رميده ، بعد از طي مسافتي توسط سرايدارهاي ساختمانهاي همان خيابان ، مهار شد. كولدارف كه به حالت اغما افتاده بود ، به كلانتري منتقل گرديد و تحت معاينه ي پزشكي قرار گرفت. ضربه ي وارده به پشت گردن او … »
ــ پسِ گردنم ، پدر ، به مال بند اسب خورده بود . بخوانيدش ؛ ادامه اش بدهيد!
ــ « … به پشت گردن او ، ضربه ي سطحي تشخيص داده شده است. كمكهاي ضروري پزشكي ، بعد از تنظيم صورتمجلس و تشكيل پرونده ، در اختيار مصدوم قرار داده شد »
ــ دكتر براي پس گردنم ، كمپرس آب سرد تجويز كرد. خوانديد كه ؟ ها ؟ محشر است! حالا ديگر اين خبر در سراسر روسيه پيچيد!
آنگاه روزنامه را با عجله از دست پدرش قاپيد ، آن را چهار تا كرد و در جيب كت خود چپاند و گفت:
ــ مادر جان ، من يك تك پا مي روم تا منزل ماكارف ، بايد نشانشان داد … بعدش هم سري به ناتاليا ايوانونا و آنيسيم واسيليچ ميزنم و ميدهم آنها هم بخوانند … من رفتم! خداحافظ!
اين را گفت و كلاه نشاندار اداري را بر سر نهاد و شاد و پيروزمند ، به كوچه دويد.

چخوف

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

بازم جوک
موضوع: دوشنبه بیستم شهریور 1385 7:1

به نام خدا

امروز یه داستان قشنگم براتون پیدا می کنم می ذارم.

اینم جوک:

ترکه يه اسب ميبينه می گه کاشکی منم تحصيلاتمو ادامه داده بودم

اصفهانيه موز می خوره تا يه هفته نمی ره دستشويی

اصفهانيه قرص X می خوره می ره تو تاکسی پول دو نفر رو حساب می کنه

ترکه می خواسته تو نماز غرق در خدا بشه جليقه نجات می پوشه

بسيجيه می خواسته به يه دختره متلک بگه می گه خوشگله نمازتو خوندی؟

صفهانيه خونش آتيش می گيره يه تک زنگ می زنه به آتش نشانی

صفهانيه با خانوادش از جلوی يه رستوران رد می شدن که بوی خوش غذا رو حس می کنن همون لحظه اصفهانيه به بچه هاش می گه اگه بچه های خوبی باشين يه دفعه ديگه از اينجا ردتون می کنم

به ترکه می گن بچه کجايی؟ می گه بچه تهران می گن کجای تهران؟ می گه کیلومتر ۷۰۰ جاده تهران_ اردبيل

ترکه می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن يارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم تو کمرت

ترکه ادعای پيامبری می کنه می گن پس کتابت کو؟ می گه کتاب ندارم جزوه می دم بنويسين

فحش های ترکی: ۱ـ از جلو چشمام خفه شو ۲ـ پاتو از رو بوق وردار۳ـ کثافت مرض ۴ـ گردن درازی می کنی ۵ـ زبون کلفت ۶ـ کسی با تو زر نزد

ترکه از جلوی سينمای اردبيل رد می شده اسم فيلم رو که نگاه می کنه می گه اين جا يه سينما داشت که اونم شد خوابگاه دختران

ترکه قلکش پر می شه ميندازتش دور

به ترکه می گن فرق بين کچل با هواپيما چيه؟ می گه فکر کردی من خرم کچل اصلآ فرق نداره هواپيما هم نقطه انحرافيشه

ترکه از يکی می پرسه ساعت چنده ؟طرف می گه ۳ ترکه می گه ای وای خدا دارم ديوونه می شم از صبح هر کسی يه چيزی می گه

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

موضوع: یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 7:18

به نام خدا

بازم جک گفتم یه چنذ تا جک بی مزه هم بذارم.

به ترکه مي گن چرا جلوي بانک نشستي لنگتو باز کردي مي گه آخه شنيدم به بازنشسته ها وام مي دن.

لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونه ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!

 

نماز خوندن معتاد ها : بشم الله لحمانه لحیم قفلو داد به احد احد داد به سمد لام داد اینور لام داد اونور ولم کن بابا کفرش اومد احد!.


به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!

تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!


تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!

تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

نیمه شعبان مبارک (2)
موضوع: شنبه هجدهم شهریور 1385 9:8

به نام خدا۰

اینم چند جمله ی به اصطلاح جک:

غضنفر عينكش را دور دستش مي چرخونه بعد ميزنه چشش، سرش گيج ميره ميخوره زمين!

يروز دو تا ديونه داشتن ميرفتن صداي تير شنيدن اولي گفتت تير به تو خورد دومي ميگه نه اولي ميگه حتما به خودم خورد.

به قاضي مي گن حكم كن
مي گه پيك.

جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم .

اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بزن تو سرش چون جوون بايد رو پا خودش بايستد.

به رشتيه ميگن بگو به جون زن و بچم .
ميگه: به جون رشت و حومه.

يك روز سه معتاد را ميخواستن امتحان كنن
از اولي ميپرسن بگو سوسك ميگه شوشك
از دومي ميپرسن ميگه شوسك
از سومي ميپرسن ميگه سوسك ميپرسن چرا گفتي سوسك ميگه آخه زبونم گرفت.

يك روز يه پشه مست ميشه ميره كارخانه پيف پاف عربده ميكشه

يه روز سه ديوونه ميدن استخر خالي اولي ميپره دست وپاش ميشكنه دومي هم همينطور سومي ميخوادبپره انصراف ميده ازش قضيه رو پرسيدن گفت اخه من شنا بلد نيستم ترسيدم غرق بشم.

تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما.....

تو يه فيلم خارجي طرف به زنش ميگه:شب به خير لورا,همه لورا ميگيرن ميخوابن.

از تركه مي پرسن اگه وسط اقيانوس نهنگ بهت حمله كنه چيكار مي كني ؟ ميگه خوب از درخت مي گيرم مي رم بالا . ميگن اخه اونجا كه درخت نيست ميگه مجبورم مي فهمي مجبورم.

يك هواپيما با 42 سرنشين در يك قبرستان در شهر اردبيل سقوط ميكند. امدادگران تا كنون 42563 جسد را خارج نموده و عمليات براي خروج اجساد ديگر ادامه دارد.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

نیمه شعبان
موضوع: شنبه هجدهم شهریور 1385 7:1

به نام خدا

نیمه شعبان مبارک

اولا ضرغام جان:(این جان از اون جاناست)

باید بگم این داستات از خانواده ی سبز گرفتم که فکر نمی کنم زیاد بریا بچه ها باشه.

دما براتون یه کتاب می خوام بذارم:

کتاب هابیت این کتاب قبل از ارباب حلقه ها بدست تالکین نوشته شده(دانلود غیر مستقیم است.)

یکی دیگر هم هست به نام تاریخ سرزمین میانه .

امیدوارم ازشون لذت ببرید.

منبع

خبر:

این خبر شاید قدیمی باشه ولی خیلی ها اونو نشنیدند.

قرار است فیلمی از روی کتابی به نام سرزمین اشباح (البته در ایران با این نام شناخته شده) از سال ۲۰۰۶ شروع یه ساخت کنند.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

داستان
موضوع: جمعه هفدهم شهریور 1385 17:0

به نام خدا

یه داستان قشنگ که تو یه مجله خوندم و گفتم براتون بذارم.

دو فرشته:

دو فرشته مسافر برای گذراندن شب در خانه یک خانواده ثروتمند به زمین فرود امدند.

این خانواده رفتار نا مناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمان خانه ی مجللشان راه ندادند.بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار ان ها گذاشتند.

فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و ان را تعمیر کرد.وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده پاسخ داد:((همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند!))

شب بعد این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذایی مختصر زن و مرد فقیر رختخواب خود را در اختار دو فرشته گذاشتند.

صبح روز بعد فرشتگان زن و مرد فقیر را گریان دیدند گاو ان ها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود در مزرعه مرده بود.

فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید:چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان بمیرد!

فرشته پیر پاسخ داد:وقتی در زیرزمین ان خانواده ثروتمند بودیم دیدم که که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد.از انجا که انان بسیار حریص و بد دل بودند شکاف را بستم و طلا ها را از دیدشان مخفی کردم.دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر امد و من به جایش ان گاو را به او دادم!

همه امور بدان گونه که نشان می دهند نیستند و ما گاهی اوقات خیلی دیر به این نکته پی می بریم.

پس به گوش باشید شاید کسی که زنگ خانه تو را می زند فرشته ای باشد و یا نگاه و لبخندی که تو بی تفاوت از کنارش می گزری ان ها باشند که به دیدار اعمال تو امده اند.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

داستان اموزنده
موضوع: سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 8:42

به نام خدا

متاسفانه شما در دستور زبان قبلی هنوز اشتباه هستش.

نکته:لیلا خانوم مهم نیست فعل چی هستش یا معنیش چی هستش هستش جای تمام فعل ها هستش.البته می دونم گول شدی.

داستان:

یه روز شنگول و منگول و حبه ی انگور خونه هستش و داشتش بازی هستشکه یهو صدای در بلند هستش .شنگول جلوی در هستش و پرسیدش کی هستش؟

جواب هستش منم منم باباتون.

یه لحظه شنگول و منگول و حبه ی انگور فکر هستش اقا چطوری هستش ما تو قصه های قبلب بابا نداشتیم حالا بابا از کجا هستش؟

شنگول:اگه تو بابامون هستش دستتو بیار جلو دیده هستش.

گرگه با خودش فکر کرد تو داستان های قبلب همیشه دستم اردی هستش و مامان بز منو خوردش حالا یذار نواوری هستش.

اقا گرگه دستش جلو هستش.

منگول:چرا دستت سیاه هستش؟

گرگ:من روغن موتور عوض هستش حالا درو باز کنید براتون دسته گل هستش.

درو باز کردند و اقا گرگه اون سه تا رو خورد و بعد خانوم بزه هستش و اونم خورده هستش و داستان بخوبی و خوشی تموم هستش.

نکته:

اگه توجه کرده باشید فعل های قبل از هستش می توانند بصورت شکسته بیان.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

داستان غمگین
موضوع: دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 7:2

به نام خدا

این معلمای امروزی می بینید.همشون قدر نشناسند.

ما یه معلم خیلی توپ داریم داشتیم و خواهیم داشت که یکبار من ۱۹ شدم یه ذره هم چون امتحاناش سخت هست کمک می کنه.گفتم اقا ۲۰ می دید دیگه.گفت برو یه چیزبرگر مخصوص با سون اپ بخر تا بهت ۲۰ بدم منم رفتم خریدم و اخر سر برام ۲۰ رد کرد.تازه از یکی دیگه بصورت نقدی ۱۰۰۰ تومان گرفت.

نکته: این مقدمه ای بود برای اینکه بفهمید این معلم اصلا اهل مادیات و اینا نیست.

می رسیم به اصل موضوع اون روز جشن تولد این معلممون بود (حال کنید چه اطلاعاتی داریم) تصمیم گرفتیم برای تضمین نمره ی پایانی و دو در کردن اون زنگ برای این معلم جشن تولد بگیریم.

می خواستیم برای معلم دوبل برگر و سوا اپ بگیریم برای بچه های کلاسم نفری یه ساندیس و یه کیک.برای اینکه بچه ها پول نمی دادند من گفتم به درک حدودا ۵/۴ پول دادم و قرار بود تا یه هفته همه سهمشون بدن(قابل ذکر است که هیچ کدوم پولی به من ندادند) با دردسر با چند تا از بچه ها رفتیم اینا رو تهیه کردیم و سر معلم گرم کردیم و قاچاقی اونا رو بردیم بالا و با ورودمون با هماهنگی قبلی تولدت مبارک خوندیم.حالا هم معلم گیر می ده کادوتون کو.

خوب برای مراسم جشن یکی از بچه ها رفت ادای تمام معلما و مدیر در اورد.از ما می خواستن دو روز دیگه امتحان کتبی ورزش بگیرند (واقعا که) همون روز این موضوع لو رفت و هر چقدر به این معلم گفتیم اقا جون ما بیخیال شو نمی شد تا بالاخره از یکی از بچه های نفوذی استفاده کردیم و راضیش کردیم.

نکته:

۱ـ هیچ وقت جلوی معلم ادای یه معلم دیگه رو در نیارین.

۲ـ // // // // // // // // // // // // // // // // // // // // (چون خیلی مهم بود تکرار شد)

ویرایش

کدوم نوع اپ کردن دوست دارید براتون داستان و مطالب فرهنگی بذارم یا یه چیزایی برای دانلود؟

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

زبان پارسی
موضوع: یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 13:15

به نام خدا

دیدم بیشتر کسانی که میان تو وبا نظر می دن دستور زبان پارسیشون پنچر بخاطر همین من براتون یه اموزش می ذارم تا کارتون درست بشه.نکته:خودتی قبلا یه صرف فعل گذاشته بود و چون کامل نبود من یه سری اموزش دیگه براتون می ذارم.

امروز دو اموزش بسیار مهم داریم که من اول از هر کدوم براتون یه چند تا مثال می زنم و شرح می دم بعدشم یه مثال کلی.

مثال:

من دیوونه هستش                  ما دیوونه هستش

تو دیوونه هستش                    شما دیوونه هستش

او دیوونه هستش                   ان ها (ایشان)دیوونه هستش

نکته:باید توجه کنید که فعل مهم هستش جمع و مفرد . اینا حالیش نمی شه و همیشه با عنوان هستش کاربرد داره.

مثال:

فکر کنید معلم یا استاد شما رو برده جلو و یه مسئله بهت می ده تا حل کنی و شما اول اشتباه می کنید و بعد یا از اسمون جوابش می رسه یا نه واقعا خودتون خونده بودید و یادتون میاد.اینجا بجای جمله ی غریب اشتباه کردم از جمله ی اشتباه شدم استفاده کنید و یا می توانید از جمله ی گول شدم (گولیده شدم) استفاده کنید.

اینم یه مثال کلی:

فکر کنید که یه دانش اموز خودش تنهایی میاد پیش مدیر می خواد ثبت نام کنه:

(صدای در بلند می شه)ــ کی هستش؟

ــ من شاگرد جدید هستش

ــ انصباط سال قبلت چند هستش؟

ــ ۲۰ هستش.

ــ ای کلک انضباط تو ۲۰ هستش؟

ــ بخشش هستش.من گول شدم.معدلم ۱۶ هستش.

ــ افرین هستش چون واقعیت گفته هستش تو ثبت نام هستش؟

نکته:

ـ فعل مهم هستش حتی در جمله های ماضی هم با لفظ هستش به کار می رود.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

موضوع: یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 9:4

به نام خدا

دوستی مدل مدرسه ی ما:

نکته ی کنکوری:من در هنگام وقوع این حادثه ی باحال نبودم و فقط چیز هایی رو که شنیدم دارم می نویسم.

تابستون پارسال بود که بروبچز کلاس ما حوصله شون سر رفته بود گفتند چیکار کنیم؟مدرسه رو اتیش بزنیم؟نه اون وقت کجا درس بخونیم؟(بروبچز کلاس ما همیشه به درس و مشخ احترام می ذاشتند)اخر یکی از بروبچز که سیگار فروش و تو کاره مواد و این چیزا یه فندک با خودش اورده بود و با اینکه کلاس ما کنار دفتر تخته پاک کن اتیش زد.(این کار نشانه ی اکتیو بودن بروبچز کلاس ماست)خوب بعد از اون موضوع و راپورت اون به دفتر این سیگار فروش مهربون فندک گذاشت تو کیف یکی دیگه از بروبچز(همبستگی کلاس ما همیشه پایدار خواهد بود) و دفتر شروع به بازرسی نفر به نفر کرد و اخر ژامبون عزیز که خیلی تحت فشار بود و فکر می کردند اون تخته پاک کن اتیش زد سیگار فروش لو داد.

و با خوبی و خوشی با هم زندگی کردند...

نکته:

1_ همیشه و در همه حال با هم دوست باشید.

2_ اقا اگه زدید با فندک یه چیزیو اتیش زدید اول فندک از پنجره پرت کنید بیرون بعدم خودتون برید از اون پایین بگیرید و یه جایی قایمش کنید.

3_ مدرسه جای شیطونی پس هیچ وقت اونجا درس نخونید.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

ارباب حلقه ها 2
موضوع: چهارشنبه هشتم شهریور 1385 13:15

به نام خدا

بچه ها یه داستان گذاشته بودم تازه فهمیدم روش نوشته شده بدون اجازه حالتون می گیریم.(ترجمه اش یه چیزی تو همین مایه ها بود.)

پس من فعلا بیخیال شدم می رم اجازشو می گیرم براتون می ذارم.

 

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

ارباب حلقه ها
موضوع: چهارشنبه هشتم شهریور 1385 12:15

به نام خدا

اینم تقدیم به دوستداران ارباب حلقه ها:

" خلاصه تاريخ حلقه‌های قدرت "
پس از دوران اوج الف‌ها: دوره سوم زمين ميانه (قسمت اول)

می‌دونين که سائورون يه مايار بود.يکی از کسانی که فرشتگان برای راهنمايی و کمک به موجودات زمين ميانه فرستاده بودند.يعنی اون اولاش خوب بود.
پس از ساخت آردا , لرد سياه - ملکور - با فريفتن سائورون اون رو تبديل به يکی از قابل اعتمادترين و خطرناکترين خدمتکاراش کرد.
می‌پرسين چرا خطرناکترين؟؟؟ چون سائورون می‌تونست به هر شکلی که بخواد در بياد. مثلا می‌تونست هميشه زيبا و نجيب به نظر بياد.اينجوری همه رو گول ميزد اما خيلی محتاطانه.
وقتی که مورگوت(همون ملکور) توسط فرشتگان به زنجير کشيده شد,سائورون دوباره به شکلی زيبا و نجيب در اومد و با احترام بسيار با قاصد يکی از فرشتگان برخورد کرد و تمام کارهای شيطانيش رو انکار کرد.سائورون اگر هم تا يه حدی خوب بود و ميتونست راستشو بگه, اما سقوط مورگوت و خشم عظيم پادشاهان غرب اونو ترسوند.
.بمونه Manweاما قاصد بهش گفت که بايد به آمان برگرده و منتظر دستور و حکم
اونوقت سائورون خيلی غرورش خورد شد چون نمی‌خواست اينجوری تحقيرش کنن و منتظر بمونه تا يه والار بهش دستور بده: اين به معنی اين بود که مدت زيادی بهشون خدمت کنه تا ثابت بشه که وجود پاکی داره.
واسه همين وقتی قاصد Manwe رفت , سائورون خودشو تو سرزمين ميانه مخفی کرد ; و دوباره به کارهای شيطانی برگشت.

* * * *


 

پس از جنگ عظيم , که بسياری از سرزمين های آردا از جمله بلرياند به زير آب‌های دريای بزرگ رفتن, خيلی از اِلدارها تو خليج ليندون اقامت کردن, به اين اميد که نابودی بلرياند رو که با زحمت بسياری ساخته و بارها برايش جنگيده بودن فراموش کنن.
گيل گالاد- پسر فينگون - پادشاه اونها بود. و اِلروند -پسر آرنديل دريانورد- با او همراهی می‌کرد.
در بالای سواحل خليج ليندون, الف‌ها لنگرگاههای خاکستری رو بنا کردن:جايی که بعدا بسياری از اِلدارهای از آنجا به والينور درگذشتن.
اِلدارهای ديگه هم در نقاط مختلف سرزمين ميانه سکنی گزيدن, کسانی که از کوههای ارد-لوين گذشته و در سرزمين‌های مرکزی زندگی می‌کردن و بهشون teleri ميگفتن: آنها الف های سرزمين دوريات بودن که از مرگ نجات يافتن.آنها قلمرو خود را در جنگل و کوه‌های دور از دريا قرار دادن.
و الف‌های نولدور, در ميان کوه‌های ارد-لوين سکنی گزيدن که نزديک عمارت‌های بزرگ دورف‌ها-خزد دوم- بود.و شهر نولدورها تونست تا مرز دروازه غربی خزد-دوم برسه:چونکه اونها با دورف ها دوست بودن,دوستی‌ای که ديگه هيچ‌وقت ديده نشد:دوستی بين دورف‌های صنعتگر و الف‌های آهنگر و جواهرساز.
برای مدتی طولانی تو سرزمين ميانه صلح بود.با اين حال اکثر زمين‌ها باير و ويران بودن.
تنها جايی که سالم بود
سرزمينی بود که
الف‌ها از اونجا آمدن.
در cuivenien کنار
آبهای Awakening.
و خيلی از الف‌ها
هنوز اونجا زندگی
می‌کردن: دور از دريا.
و بهشون Avari
ميگفتن: Dark Elf ها.
الف‌هايی که فکر
می‌کردن بلرياند يه شايعه
است و والينور
کلمه‌ايه دست نيافتنی.
و در جنوب, انسانها روز به روز زيادتر می‌شدن. و خيلياشون به موجودات شيطانی تبديل شدن.چرا که سائورون به روی کار اومده بود.
پس از خرابی دنيا,سائورون با خودش فکر کرد حالا که والارها مورگوت رو زندانی کردن,حتما ديگه سرزمين ميانه يادشون رفته, واسه همين جو جاه‌طلبی گرفتتش.
اون از اِلدارها متنفر بود, و از انسانهای نومه‌نور خيلی وحشت داشت. اما مدتی طولانی نقشه‌های شطانيشو مخفی نيگه داشت.
انسانها راحت‌ترين وسيله برای هدفهای شيطانيش بودن, ولی الف‌ها خيلی محکم بودن و مجبور شد مدت زيادی تلاش کنه که الف‌هارو تحت کنترل بگيره.چون می‌دونست اونها خيلی قدرتمندترن.
اون خيلی بين الف‌ها نفوذ کرد: با اون شکل زيبا و نجيبش به همه سرزمين‌های الفها رفت جز يکيشون: ليندون.
چونکه گيل-گالاد و اِلروند بهش مشکوک بودن و با اينکه ماهيت واقعيشو نميدونستن ولی راهش نميدادن.
اما تو بقيه سرزمين‌ها الف‌ها با خوشحالی پذيرفتنش و تعداد کميشون به هشدارهای الروند و گيل-گالاد توجه کردن:چونکه سائورون با هديه‌های سخاوتمندانه‌ای که ميداد خيلی پرمنفعت بود واسشون.
اونوقت سائورون بهشون می‌گفت:"گيل‌گالاد با اين‌که برترين پادشاهه ولی نمی‌خواد ببينه که بقيه سرزمين‌ها به خوشبختی سرزمين خودشن. اما چرا سرزمين ميانه ويران باشه وقتی شما الف‌ها ميتونين اونو به قشنگی و آبادی والينور بسازين ؟ چرا سرزمين ميانه ويران باشه وقتی هوش و قدرت شما بالاتر از هوش الف‌های آن سوی آبهاست ؟؟"
الف‌های نولدور که بسيار در حسرت والينور و الف‌های آنجا بودن, به حرف‌های سائورون گوش دادن و خيلی چيزا ازش ياد گرفتن.
تو اين روزها بود که با وسوسه سائورون,الف‌های صنعتگر Ost-in-Edhil تصميم به ساخت حلقه‌های قدرت گرفتن. و سائورون بر کار کارگرانشون نظارت داشت و از تمام اعمالشون آگاه بود. چونکه آرزو داشت که به الف‌ها مسلط بشه.
حالا الف‌ها حلقه‌های زيادی ساختن,
ولی سائورون مخفيانه حلقه‌ای برای
حکومــــــت بر تمامی اونا ساخـت,و
قدرت تمامی حلقه‌ها تحت پوشش
اون بود: که کاملا از حلقـــه يگــــانه
حکومت کنن و تا وقتی که حلــــقه
يگانه باشه اونها هم بمونن. و همه
نيرو و اراده سائورون تو اون حلقــه
بود. چون‌که قدرت حلقه‌های الف‌ها
زياد بود و حلقه‌ای که بر اونا حکومت
می‌کرد می‌بايست خيلی پرقـــدرت
باشه.و سائورون اون رو در کوه‌های
آتش در سرزمين سايه ساخت.

و وقتی اون رو دستش می‌کرد ميتونست همه چيزايی رو که به وسيله حلقه‌های پست‌تر بوجود می‌اومد رو ببينه . و می‌تونست به تمام کسانی که اون حلقه‌ها رو دستشون می‌کردن افکارش رو القا کنه.
اما الف‌ها خر نبودن! درست تو همون زمان که سائورون حلقه‌ رو ساخت ازش باخبر شدن و ذات واقعی سائورون رو شناختن و فهميدن که اينجوری سائورون اربابشون ميشه. واسه همين خيلی عصبانی و وحشت‌زده شدن و حلقه‌هاشون رو دور نگه داشتن.
اما سائورون که فهميد شکست خورده و الف‌ها فريب نخوردن,خيلی غضبناک شد و بهشون اعلان جنگ داد. و گفت که بايد حلقه‌ها رو بهش بدن ,چونکه الف‌های آهنگر بدون آموزش‌ها و راهنمايی‌های اون نمی‌تونستن حلقه‌ها رو بسازن.
اما الف‌ها از دستش فرار کردن و تونستن سه تا از حلقه‌ها رو نگه دارن و مخفيشون کنن...

منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

شعر
موضوع: سه شنبه هفتم شهریور 1385 9:23

به نام خدا

شعر don't stay از لینکین پارک

 

Some times I

Need to remember just to breathe

Some times I

Need to you to stay away from me

Some times I'm

In disbelief didn't know

Some how I

Need you to go

 

Some times I

Feel like I trusted you to well

Some times I

Just feel like screaming at myself

Some times I'm

 

In disbelief I didn't know

Some how I

Need to be alone

 

Don't stay

Forget our memories

Forget our possibilities

What you were changing me into

(Just give me myself back and)

                                                                                              Don't stay

 

I don't need you any more

I don't want ot be ignored

I don't need one more day

Or. You wasting. me away

With no apologies.

                                                                               

                                                                               

 

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اموزشی
موضوع: سه شنبه هفتم شهریور 1385 8:42

به نام خدا

ادامه ی اموزش مردم ازاری:

قبل از ادامه ی اموزش باید یک نکته ی کنکوری را یاد اور بشم:

این اموزش فقط برای هدفمند کردن مردم ازاری شما است مثلا اگه یمی برای من soldier side  بذاره خیلی هم خوشحال می شم و باهاش هم خونی میکنم.باید بر اساس خصوصیات فردی مردم ازاری را انجام دهید.

4_ پیش اومده که یکی رفته مسافرت وسط مسافرتشم یه امتحان از یه معلم گیر داشتیم و شرکت نکرد قبلش اگه می خواست بره با معلم صحبت کنه مانعش می شید مثلا می گید اگه بفهمه دیگه نمی گذاره بری مسافرت بعد که اومد با اینکه معلم اصلا توجه نکرد می گید معلم گفت هر کی این امتحان شرکت نکرد زیر 10 میشه و تا وقتی که با این معلم درس داشته باشید یه صفایی می کنید(چند نکته پیرامون این درس اول از همه باید دروغگوی خوبی باشید وگرنه همه چی به هم می ریزه دوما باید با همه همکاری کنید تا ماموریت لو نره اگه ادم با تجربه ای در این زمینه ها نباشید احتمال لو رفتن ماموریت زیاد است)

5_ اگه تو مدرسه تو دو تا کلاس جداگانه باشید و یه معلم کسان داشته باشید که دیگه خوشبختی تون شروع شده:

الف:معلم یه تکلیفی داده و بچه های کلاس شما و اون کلاس هیچ کدوم تکلیف حل نکردند ولی شما به روی خودتون نمی اورید و وقتی از کلاس بیرون اومدید می گید هر کی که تکلیف حل نکرد بد بخت شد بعدم یه زنگ تفریح به دوستتون می خندید(مجددا قابل ذکر است که باید با همه هماهنگ کنید)

ب:معلم میخواد امتحان بگیره یه زنگ از شما امتحان گرفته و زنگ دیشه از یه کلاس دیگه بعد از اینکه امتحان دادید اون کلاس میاد به پای شما میفته و ازتون سوال ها رو می خوان مثلا هر سوالی که گفتند میاد می گید شاید بعد که 5 الی 6 نوشابه و 7 الی 8 ساندویچ نوشابه نوش جان کردید بهشون می گید که بالای برگه نوشته بود فلان کلاس و امتحان شما با مال ما فرق داره و بعدش می گیریر می خندید!!!

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

موضوع: دوشنبه ششم شهریور 1385 22:29
جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست؟

دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟

حکايت گم شدن خر ملا نصرالدين

ملا نصرالدين خرش رو گم كرده بود و داشت  خدا رو شكر ميكرد  ازش ميپرسن: ملا چرا داري اينقدر شكر ميكني؟  ملا ميگه: خدا رو صد هزار مرتبه شكر من سوار خر نبودم وگرنه الان خودم هم با اون زبان بسته  گم شده بودم .

منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

نامه ی فدایت شوم یک جواد
موضوع: دوشنبه ششم شهریور 1385 22:19
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اموزش
موضوع: دوشنبه ششم شهریور 1385 19:7

به نام خدا

روش های 100%تضمینی برای راه رفتن روی اعصاب دیگران:

الف:راه رفتن روی اعصاب دیگران وقتی فرد بصورت حضوری وجود دارد:

1_اهنگ غمگینی پیدا می کنی که  با چیز های عجیب غریب نواخته شده و خودتون باهاش می خونین(بهترین انتخاب برای شما soldier side از البوم hypnotize سیستم اف ا داون هست که تست شده است)

2_ می یاید از زبون دوستای دیگه تون براش اسمون رسیمون می بافین مثلا اگه تازه موهاش کوتاه کرده می کید:فلانی گفته انگار کاسه گذاشته رو سرش زده یا اگر رژیم گرفته می گید:فلانی گفته از وقتی رژیم گرفته انگار چاق ترم شده خاک بر سرش با رژیم گرفتنش اینقدر گیر می دید تا یه چیزی به یکی از دوستانتون بگه بعد از اینکه اون رفت زنگ می زنید به اون دوستتون هر چی مه گفت صد برابر می کنید بهش تحویل می دید.(البته این کار به مبتدیان توصیه نمی شه زیرا سه سوت اون دو فرد با هم تماس می گیرند و لو می روید)

3_ این درس مربوط به موقعیت سنجی مثلا دارید می رید مدرسه تو سرویس یکی را می بینید صبحم هست اصلا حال حرف زدن نداره می رید کنارش می شینید همینطور برای خودتون حرف می زنید.مثلا:سلام.خوبی؟چطوری؟خانواده خوبه؟پدر مادر همه خوبن؟چرا جواب نمی دی؟چیه قهر کردی؟مگه من باهات چیکار کردم؟باشه ولی جواب اینکارت می گیری.نامرد.سلام خوبی؟(سعی کنید یه جمله رو هزار بار تکرار کنید)
ادامه دارد.

.

.

.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

جک
موضوع: دوشنبه ششم شهریور 1385 6:55

به نام خدا

گفتم برای نواوری هم شده یه چند تا جک قدیمی مسخره براتون بذارم.

اگه بگم عشقمي اگه بگم دوستت دارم اگه بگم نمي تونم فراموشت كنم اگه بگم براي تو مي ميرم برام پفك مي خري؟

ميدونيد بد ترين شکنجه براي يه اصفهاني چيه؟ ... ببندنش به يه درخت بگن اون طرف خيابون دارن نذري ميدن.

ميدوني حاصل ازدواج اديسون با جميله چي ميشه ؟ رقص نور.

ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت ميرفته , يه دفعه راديو پيام ميگه : "رانندگان عزيز که در لاين تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن يه اتوموبيل در لاين مخالف در حرکت است" ترکه همينجور که داشته فرمونو اينور اونور ميکرده ميگه : لامصبا يکي دوتام نيستن ...

برترين فيلمهاي جام جهاني 2006 آلمان چند ميگيري راه بري با بازي علي دايي
رنجر با بازي حسين كعبي
رستگاري در 60 دقيقه با بازي ابراهيم ميرزاپور مزد ترس با نقش آفريني برانكو
.

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟.

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود.

اطلاعيه وزارت بهداشت به آقايون دم بخت : به دليل شيوع آنفولانزاي مرغي تا اطلاع ثانوي قاطي مرغا نشيد ....

جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود...
مشهد: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد،
شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد،
سنندج: آن مرد سبيل دارد،
زاهدان: آن مرد را كشتند،
اردبيل: آن مرد بار بُرد،
قزوين: آن مرد با يک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد
.

تركه تو مسابقة دو دوپينگ ميكنه، ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن!!

يك روز يك اباداني مي ره رشت غذا مي خوره چاقو رو ميزنه روي ميز ميگه برپدر ومادر همتون لعنت غذاخوردم پولم نمي دم يك رشتي بهش بر ميخوره مي ره ابادان توي يك رستوران يك چاقو مي زنه روي ميز صد تا چاقو مياد وسط از ترس ميگه بر پدر ومادر خودم لعنت غذا نخوردم ولي پولش رو ميدم.(در اصل بروبچز قزوین بودند.)

دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد:
- بازارها خلوت
- پولها اضافه
- خيابونها خلوت
- شيطون بي کار
- مخابرات ورشکسته
همه ميرن بهشت
.

بچه اصفهاني از باباش سئوال ميكنه بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي سفر نمي كنيم ؟
باباش ميگه خفه شو شناتو بكن
.

كوره مي ره جلوي اينه و بعد ميگه:ميبينم كه نمي بينم.

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

خبر ورزشی
موضوع: یکشنبه پنجم شهریور 1385 22:38

به نام خدا

خب باز برمی گردیم به خبر های ورزشی:

بارسا در موناکو تحقیر شد:بارسلونا که چند تا طرفدار درپیت(مثال زنده اش همین حمید خودمون)داره با نتیجه ی ۳ بر ۰ در برابر سه ویا شکست خورد تا به تمام طرفداران خود نشان بده هیچ ... نیست.

رئال مادرید با تمام ستاره هایش مساوی کرد:در حالی که سران رئال با دزدیدن کاپلو از یوونتوس امید پیروزی داشتند با بازی ضعیفی که ارائه کردند و با شانس بازی شون مساوی شد.باید به طرفداران رئال(از جمله علی برادر حمید خودمون)بگم رئالم با این بازیش مثل بارسلونا هیچ ... نیست.

منچستر یونایتد و سه برد پر گل:فکر کنم دیگه تمام طرفداران منچستر هم عادت کرده باشند که منچستر چند تا بازی اول فصل ببره بعد اخرشم همه ببازه.این منچستر خجالت نمی کشه با این همه پول هر دفعه بازیکن می فروشه و هیچ بازیکنی نمی خره واقعا خجالت داره.

یوونتوس:فقط می تونم بگم تیم همیشه قهرمان.

امسال سری ای و لیگ قهرمانان اروپا بدلیل نبودن تیم همیشه قهرمان یعنی یوونتوس تحریم می شوند.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اب سنگین
موضوع: یکشنبه پنجم شهریور 1385 10:44

به نام خدا

آب سنگین - ۱
 

در ظرف سمت راست، قطعه یخ تشکیل شده از آب سنگین است که روی آب نمی ایستد!
آب سنگین نوع خاصی از مولکولهای آب است که در آن ایزوتوپهای هیدروژن حضور دارند. این نوع از آب کلید اصلی تهیه پلوتونیوم از اورانیوم طبیعی است و به همین دلیل تولید و تجارت آن تحت نظر قوانین بین المللی صورت گرفته و بشدت کنترل می شود.

با کمک این نوع از آب می توان پلوتونیوم لازم برای سلاح های اتمی را بدون نیاز به غنی سازی بالای اورانیوم تهیه کرد. از کاربردهای دیگر این آب می توان به استفاده از آن در رآکتورهای هسته ای با سوخت اورانیوم، بعنوان متعادل کننده (Moderator) به جای گرافیت و نیز عامل انتقال گرمای رآکتور نام برد.

آب سنگین واژه ای است که معمولا به اکسید هیدروژن سنگین، D2O یا 2H2O اطلاق می شود. هیدروژن سنگین یا دوتریوم (Deuterium) ایزوتوپی پایدار از هیدروژن است که به نسبت یک به 6400 از اتمهای هیدروژن در طبیعت وجود دارد. خواص فیزیکی و شیمیایی آن به نوعی مشابه با آب سبک H2O است.

اتم های دوتریوم ایزوتوپ های سنگینی هستند که بر خلاف هیدروژن معمولی، هسته آنها شامل نوترون نیز هست. جایگزینی هیدروژن با دوتریوم در مولکولهای آب سطح انرژی پیوند های مولکولی را تغییر داده و طبیعتآ خواص متفاوت فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی را موجب می شود، بطوری که این خواص را در کمتر اکسید ایزوتوپی می توان مشاهده کرد. بعنوان مثال ویسکوزیته (Viscosity) یا به زبان ساده تر چسبندگی آب سنگین به مراتب بیشتر از آب معمولی است.

آب نیمه سنگین
چنانچه در اکسید هیدروژن تنها یکی از اتمهای هیدروژن به ایزوتوپ دوتریوم تبدیل شود نتیجه حاصله (HDO) را آب نیمه سنگین می گویند. در مواردی که ترکیب مساوی از هیدروژن و دوتریوم در تشکیل مولکوهای آب حضور داشته باشند، آب نیمه سنگین تهیه می شود. دلیل این امر تبدیل سریع اتم های هیدروژن و دوتریوم بین مولکولهای آب است، مولکول آبی که از 50 درصد هیدروژن معمولی (H) و 50 درصد هیدروژن سنگین(D) تشکیل شده است، در موازنه شیمیایی در حدود 50 درصد HDO و 25 درصد آب (H2O) و 25 درصد D2O خواهد داشت.

نکته قابل توجه آن است که آب سنگین را نباید با با آب سخت که اغلب شامل املاح زیاد است و یا یا آب تریتیوم (T2O or 3H2O) که از ایزوتوپ دیگر هیدروژن تشکیل شده است، اشتباه گرفت. تریتیوم ایزوتوپ دیگری از هیدروژن است که خاصیت رادیواکتیو دارد و بیشتر برای ساخت موادی که از خود نور منتشر می کنند بکار برده می شود.

آب با اکسیژن سنگین
آب با اکسیژن سنگین، در حالت معمول H218O است که به صورت تجارتی در دسترس است ببیشتر برای ردیابی بکار برده می شود. بعنوان مثال با جایگزین کردن این آب (از طریق نوشیدن یا تزریق) در یکی از عضوهای بدن می توان در طول زمان میزان تغییر در مقدار آب این عضو را بررسی کرد.

این نوع از آب به ندرت حاوی دوتریوم است و به همین علت خواص شیمایی و بیولوژیکی خاصی ندارد برای همین به آن آب سنگین گفته نمی شود. ممکن است اکسیژن در آنها بصورت ایزوتوپهای O17 نیز موجود باشد، در هر صورت تفاوت فیزیکی این آب با آب معمولی تنها چگالی بیشتر آن است.

تاریخچه
هارولد یوری (Harold Urey , 1893-1981، شیمیدان و از پیشتازان فعالیت روی ایزوتوپها که در سال 1934 جایزه نوبل در شیمی گرفت.) در سال 1931 ایزوتوپ هیدروژن سنگین را که بعد ها به منظور افزایش غلظت آب مورد استفاده قرار گرفت، کشف کرد.

همچنین در سال 1933، گیلبرت نیوتن لوئیس (Gilbert Newton Lewis شیمیدان و فیزیکدان مشهور آمریکایی) استاد هارولد یوری توانست برای اولین بار نمونه آب سنگین خالص را بوسیله عمل الکترولیز بوجود آورد.

اولین کاربرد علمی از آب سنگین در سال در سال 1934 توسط دو بیولوژیست بنامهای هوسی (Hevesy) و هافر(Hoffer) صورت گرفت. آنها از آب سنگین برای آزمایش ردیابی بیولوژیکی، به منظور تخمین میزان بازدهی آب در بدن انسان، استفاده قرار دادند.

منبع
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

مربوط به انرژی هسته ای
موضوع: یکشنبه پنجم شهریور 1385 10:40

به نام خدا

کیک زرد:


کیک زرد
کیک زرد یا Yellowcake که بنام اورانیا (Urania) هم شناخته می شود در واقع خاک معدنی اورانیوم است که پس از طی مراحل تصفیه و پردازشهای لازم از سنگ معدنی آن تهیه می شود. تهیه این ماده به منزله رسیدن به بخش میانی از مراحل مختلف تصفیه سنگ معدن اورانیوم است و باید توجه داشت که فاصله بسیار زیادی برای استفاده در یک بمب اتمی دارد.

روش تهیه کیک زرد کاملآ به نوع سنگ معدن بدست آمده بستگی دارد، اما بطور معمول از طریق آسیاب کردن و انجام پردازش های شیمایی بر روی سنگ معدن اورانیوم، پودر زبر و زرد رنگی بدست می آید که قابلیت حل شدن در آب را ندارد و حدود 80% غلظت اکسید اورانیوم آن خواهد بود. این پودر در دمایی معادل 2878 درجه سانتیگراد ذوب می شود.

روش تهیه
در ابتدا سنگ معدن توسط دستگاههای مخصوصی خرد شده آسیاب می شود و پس از آن برای جدا سازی اورانیم و بالا بردن خلوص خاک سنگ، آنرا در حمامی از اسید سولفوریک، آلکالاین و یا پراکسید می خوابانند، این عمل برای بدست آوردن اورانیوم خالص تر صورت می گیرد.

پس از این محصول بدست آمده را خشک و فیلتر می کنند و نتیجه آن چیزی خواهد شد که به کیک زرد معروف است. امروزه روشهای جدیدی برای تهیه این پودر اورانیوم وجود دارد که محصول آنها بیشتر از آنکه زرد باشد به قهوه ای و سیاه نزدیک است، در واقع رنگ ماده بدست آمده به میزان وجود ناخالصی ها در این پودر دارد.

نهادن این نام بر روی این محصول به گذشته بر می گردد که کیفیت روشهای خالص سازی سنگ معدن مناسب نبود و ماده بدست آمده زرد رنگ بود.

مواد تشکیل دهنده کیک زرد
قسمت بیشتر کیک زرد (معادل 70-90 درصد وزنی) شامل اکسید های اورانیوم با فرمول شیمیایی U3O8 - و یا سایر اکسید ها - است، و مابقی آن از دیگر موادی تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از :

- هیدراکسید اورانیوم با فرمول شیمایی UO2(OH)2 یا UO2)2(OH)2) که در صنایع ساخت شیشه و سرامیک از آن استفاده می شود. این ماده تشعشع رادیو اکتیو دارد و باید تحت شرایط خاصی نگهداری و حمل شود.

- سولفات اورانیوم با فرمول شیمیایی (U02S04) که ماده ای بی بود با رنگ زرد لیمویی است.

- اکسید اورانیوم زرد (یا اورانیت سدیم) با فرمول شیمیایی Na2O (UO3)2.6H2O که ماده ای با رنگ زرد - نارنجی است.

- پراکسید اورانیوم با فرمول شیمیایی UO4·nH2O با رنگ زرد کم رنگ.


یکی از کاربردهای کیک زرد تهیه هگزا فلوراید اورانیوم است. این گاز در حالت عادی حدود 0.7 درصد شامل ایزوتوپ 235 است و مابقی آن ایزوتوپ 238 است. در مرحله غنی سازی درصد U-235 به حدود 3.5 یا حتی بیشتر افزایش داده می شود.
کاربردها
کیک زرد عمومآ برای تهیه سوخت رآکتورهای هسته ای بکار برده می شود، در واقع این ماده است که پس از انجام پردازشهایی به UO2 تبدیل شده برای استفاده در میله های سوختی بکار برده می شود.

این ماده همچنین میتواند برای غنی سازی تبدیل به گاز هگزا فلوراید اورانیوم یا UF6 تبدیل شود، چرا که در اینصورت می تواند چگالی ایزوتوپهای اورانیوم 235 را در آن افزایش داد.

در هر صورت کیک زرد در اغلب کشورهایی که معادن طبیعی اورانیوم دارند تهیه می شود و تولید این ماده مشکل خاصی ندارد و بطور متوسط سالانه 64 هزار تن از این ماده در جهان تولید می شود.

کانادا یکی از تولید کنندگان این ماده است، این کشور دارای معادنی است که خلوص سنگ اورانیوم آنها به 20% هم می رسد، در آسیا نیز کشوری مانند قزاقستان دارای صنایع بزرگ تولید این پودر است.

قیمت این پودر در بازارهای بین المللی چیزی حدود 25 دلار برای هر کیلو است.

منبع
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

انرژی خورشیدی
موضوع: یکشنبه پنجم شهریور 1385 10:29

انرژی خورشیدی و سلولهای خورشیدی

امروزه بشر با دو بحران بزرگ روبرو است که بیش از آنچه ما ظاهرا تشخیص می دهیم با یکدیگر ارتباط دارند. از یک طرف جوامع صنعتی و همچنین شهرهای بزرگ با مشکل الودگی محیط زیست مواجهند و از طرف دیگر مشاهده می شود که مواد اولیه و سوخت مورد نیاز همین ماشینها با شتاب روز افزون در حال اتمام است.

اثرات مصرف بالای انرژِی در زمین و آب و هوا آشکارا مشخص می باشدو ما تنها راه حل را در پایین اوردن میزان مصرف انرژی می دانیم ,حال انکه این امر نمی تواند به طور موثر ادامه داشته باشد.توجه و توصل به انرژی اتمی به عنوان جانشینی برای سوختهای فسیلی نیز چندان موفقیت آمیز نبوده است.

صرف هزینه های سنگین و همچنین تشعشعات خطر ناکی که ازنیروگاههای اتمی در فضا پخش شده ,نتیجه مثبتی نداشته است و اگر یکی از این نیروگاهها منفجر شود زیانهای فراوان و جبران ناپذیری به بار خواهد اورد.به علاوه به مشکل اساسی که در مورد مواد سوختی نظیر نفت ,گاز و زغال سنگ داشتیم بر می خوریم بدین معنی که معادن اورانیم که سوخت این نیروگاهها را تامین می کند منابع محدودی هستند و روزی خواهد رسیدکه این ذخایر پایان خواهد یافت و ماده ای که جایگزین ان شود وجود نخواهد داشت.

انرژی خورشیدی :

خورشید به عنوان یک منبع بی پایان انرژی می تواند حلال مشکلات موجود در مورد انرژی و محیط زیست باشد.انرژی بدون خطر ...
این انرژی که به زمین می تابد هزاران بار بیشتر از انچه که ما نیاز داریم و مصرف می کنیم ,می باشد.حتی نور کمی که از پنجره به اتاق میتابد دارای انرژی بیشتری از سیم برقی است که به داخل اتاق کشیده شده است.از انرژی خورشیدی می توان استفاده های مهم و کاملا مفید, به عنوان یک انرژی تمیز و قابل دسترس در همه جا استفاده کرد. اما از نور خورشید به طور مستقیم نمی توان به جای سوخت های فسیلی بهره برد بلکه باید دستگاههایی ساخته شود که بتوانند انرژی تابشی خورشید را به انرژی قابل استفاده نظیر انرژی مکانیکی, حرارتی الکتریسیته و ...تبدیل کنند.

مصارف انرژی خورشیدی :

1)گرم کننده ها مثل ابگرمکن خورشیدی که برای گرمای خانه ها و کوره های خوشیدی که برای ذوب فلزات حتی با دمای بالا نظیر اهن استفاده می شود و دمایی تا حدود 6000درجه سانتی گراد تولید می کنند.
2)دستگاههای اب شیرین کن که توسط اینه هایی نور خورشید را روی مخازن اب متمرکز می کنند تا کار تبخیر را انجام دهد.
3)الکتریسیته خورشیدی در این روش که نسبت به سایر روشها ارجحیت دارد.انرژی الکتریکی به سادگی قابل تبدیل به سایر انرژی ها بوده و می توان ان را ذخیره کرد.

طریقه دریافت الکتریسیته از انرژی خورشیدی :

1) نیروگاه های حرارتی که حرارت لازم توسط اینه هایی که نور خورشید را روی دیگ بخار متمرکز میکنند, تولید میشود.
2} اثر فتوولتایی:در این روش انرژی تابشی مستقیما به انرژی الکتریکی تبدیل میشود.قطعاتی که اثر فتوولتایی از خود نشان میدهند به سلول خورشیدی معروفند .
و در حال حاظر بیشترین استفاده از انرژی خورشیدی با این روش است.در برخی کشورها نیروگاه های فتوولتائیک ساخته شده که برای تولید برق است.
اما بیشترین استفاده از سلولهای خورشیدی در نیروگاه(( فتو ولتائیک50مگاواتی جزیره کرت یونان))است.

اساس کار سلولهای خورشیدی :

سلول خورشیدی عبارت از قطعات نیمرسانایی هستند که انرژی تابشی خورشید را به انرژی الکتریکی تبدیل میکنند.رسانندگی این مواد به طور کلی به دما ,روشنایی ,میدان مغناطیسی و مقدار دقیق ناخالصی موجود در نیم رسانا بستگی دارد.
از ویژگی های سلولهای خورشیدی میتوان به این موارد اشاره کرد:
جای زیادی اشغال نمی کنند .قسمت متحرک ندارند .بازده انها با تغییرات دمایی محیط تغییرات چندانی نمی کنند.نسبتا به سادگی نصب می شوند.به راحتی با سیستمهای به کار رفته در ساختمان جور می شوند.
همچنین از اشکالات سلولهای خوشیدی می توان به تولید وسایل فتوولتائیک که هزینه زیادی دارد و چگالی انرژی تابشی که بسیار کم است اشاره کرد که در فصول مختلف و ساعات متفاوت شبانه روز تغییر می كند که باید ذخیره شود و همین موضوع بسیار هزینه بر است.

کاربردهای سلولهای خوشیدی :

1)تامین نیروی حرکتی ماهواره ها و سفینه های فضایی
2)تامین انرژی لازم دستگاهایی که نیاز به ولتاژهای کمتری دارند مثل ماشین حساب و ساعت
3)تهیه برق شهر توسط نیروگاههای فتوولتائیک
4)تامین نیروی لازم برای حرکت خودروها و قایقهای کوچک

منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

فرایند غنی سازی اورانیوم
موضوع: یکشنبه پنجم شهریور 1385 10:21

به نام خدا

فرایند غنی سازی اورانیوم به صورت تخصصی:

 

 

 غني سازي اورانیوم

 

 

براي بهره جويي از اورانيم در برخي از راكتورها و نيز ساخت سلاحها ، ابتدا بايد آن را غني كرد . اين گفته بدان معناست كه قبل از آن كه بتوان از اورانيم به عنوان سوخت استفاده كرد ، بايد از راههاي فيزيكي و نه شيميايي ، تراكم اورانيم 235 را در آن افزايش داد . هدف غنى سازى مشخصاً افزايش ميزان اورانيوم 235 _ ايزوتوپ شكافت _ است. اورانيوم مورد نياز در مصارف صلح آميز نظير راكتورهاى هسته اى نيروگاه ها بايد شامل دو تا سه درصد اورانيوم 235 باشد اما اورانيوم مورد نياز در تسليحات اتمى بايد شامل بيش از نود درصد اورانيوم 235 باشد.

آنچه در مرحله فرآوری سنگ معدن اورانیوم وکانه آرایی مطرح می شود همانا تولید دی اورانات آمونیوم (ADU ) یا دی اورانات سدیم است که نهایتا به تولید U3O8  منجر می گردد.


اما آنچه که درمرحله تبدیل وغنی سازی اورانیوم انجام می شود وابسته به نوع سوخت هسته ای مورد نظر است . به عبارت بهتر ، بسته به اینکه چه نوع سوختی مورد  احتیاج است ، کیفیت تبدیل و غنی سازی اورانیوم متفاوت می باشد.
به اجمال می توان گفت: که سوخت هسته ای می تواند در جهت مصارف صلح آمیز یا غیر صلح آمیز تولید گردد. جهت صلح آمیز آن ، مصرف این سوخت در راکتورهای تحقیقاتی و نیروگاههای اتمی است که کیفیت آن نسبت به نوع راکتورهای بکار رفته متفاوت می باشد. مثلا سوخت نیروگاههای اتمی PHWR از نوع اورانیوم طبیعی است و بدین لحاظ در سیر تولید سوخت این نوع راکتور ، مرحله غنی سازی اورانیوم وجود ندارد . اما سوخت نیروگاههای PWR عموما بین 2 تا 5 درصد غنی شده است و یا اینکه در برخی راکتورهای اتمی غنای سوخت بالای 20 درصد می باشد . لذا در این موارد مرحله غنی سازی در تولید سوخت هسته ای از اهمیت ویژه ای برخوردار است . از طرف دیگر سوخت برخی راکتورهای اتمی از نوع اورانیوم فلزی است در حالیکه در برخی UO2 یا UC  می باشد. اورانیوم موجود در سوختهای مذکور می تواند از نوع اورانیوم طبیعی یا اورانیوم غنی شده باشد.
همچنین در موارد غیر صلح آمیز ، سوخت هسته ای حاوی اورانیوم تسلیحاتی با غنای بالای 90 درصد است. موارد مذکور به وضوح نشان می دهند که نوع سوخت هسته ای تعیین کننده کیفیت مرحله تبدیل و غنی سازی اورانیوم است.
به هر حال آنچه در مرحله تبدیل اورانیوم مد نظر است ، تبدیل U3O8  به ترکیباتی است که یا مستقیما به مرحله تولید سوخت هسته ای می روند یا اینکه برای مرحله غنی سازی آماده شده و پس از ایجاد غنای لازم برای تولید سوخت هسته ای آماده می گردند.
روشن است که نتیجه مرحله تبدیل اورانیوم تولید UO2 , U  و بعضا UO3  می باشد که مستقیما به مرحله تولید سوخت هسته ای می روند و یا اینکه تولید UF6  برای مرحله غنی سازی است که منجر به تولید Uf6 غنی شده می شود، UF6  نیز پس از طی فعل و انفعالاتی به UO2 یاتبدیل شده و آماده برای تولید سوخت هسته ای می گردند.



براي غني سازي اورانيم شش راه وجود دارد :

 1- انتشار گازي: در اين فرايند ، اورانيم به حالت گاز درآمده از درون يك مجراي مشبك نيكل عبور داده مي شود . بدين ترتيب مولكول هاي گازي اورانيم 235 كه در مقايسه با اورانيم 238 از حجم كمتري برخوردارند با سرعت بيشتري از روزنه هاي مجرا مي گذرند .

 2- نيروي گريز از مركز گازي : در اين فرايند گاز هگزافلوريداورانيم با استفاده از نيروي گريز از مركز از درون چندين دستگاه گريزاز مركز يا سيلندرهايي كه با سرعت زياد در حال گردش هستند ، عبور داده مي شوند .

3- بكرنوزل يا جداسازي ايروديناميك (Beker Nozzle): در اين فرايندمخلوطي از گاز هگزافلوريد اورانيم و هيدروژن يا هليم از درون دهانه اي عبور داده مي شود و نيروي گريز از مركز توليد شده بدان واسطه باعث جداسازي اورانيم 235 از اورانيم 238 مي گردد .
4- غني سازي ليزري : در اين فرايند از اشعه ليزر براي تفكيك دو نوع اورانيم استفاده مي شود . اين فرايند ، پيشرفته ترين راه براي غني سازي اورانيم است .

5- جداسازي ايزوتوپ از طريق الكترو - مغناطيسي:(EMIS) در اين روش جريان شديدي از يون هاي كم انرژي از درون يك ميدان مغناطيسي كه با آهنرباهاي بزرگ الكتريكي توليد شده است، عبور داده مي شود و در نتيجه ايزوتوپ هاي سبكتر اورانيم از ايزوتوپ هاي سنگينتر جدا مي شوند .

6 - جدا سازي شيميايي : در اين روش يون هاي دو ايزوتوپ اورانيم از موانع شيميايي عبور داده مي شوند و از آنجا كه سرعت عبور آنها بواسطه جرمشان متفاوت است از يكديگر جدا مي شوند .

حال در اینجا به تشریح دو روشی که کاربرد بیشتری دارند می پردازیم

 

غنی سازی اورانیوم با نيروي گريز از مركز گازي

 گراهان در سال 1864 پدیده‌ای را کشف کرد که در آن سرعت متوسط مولکولهای ‏گاز با معکوس جرم مولکولی گاز متناسب بود. از این پدیده که به نام دیفوزیون ‏گازی مشهور است برای غنی سازی اورانیوم استفاده می‌کنند. در عمل اورانیوم ‏هگزا فلوراید طبیعی گازی شکل را از ستونهایی که جدار آنها از اجسام متخلخل ‏‏(خلل و فرج دار) درست شده است عبور می‌دهند. سوراخهای موجود در جسم ‏متخلخل باید قدری بیشتر از شعاع اتمی یعنی در حدود 2.5 آنگسترم باشد.
ضریب جداسازی متناسب با اختلاف جرم مولکولها است. روش غنی سازی ‏اورانیوم تقریبا مطابق همین اصولی است که در اینجا گفته شد. با وجود این ‏می‌توان به خوبی حدس زد که پرخرج ترین مرحله تهیه سوخت اتمی همین ‏مرحله غنی سازی ایزوتوپها است، زیرا از هر هزاران کیلو سنگ معدن اورانیوم ‏‏140 کیلوگرم اورانیوم طبیعی بدست می‌آید که فقط یک کیلوگرم 235U ‏خالص در آن وجود دارد. ‏حال در اینجا عملکرد یک سانتریفیوژ گازی را تشریح می کنیم

سانتريفيوژ گازى

دستگاه سانتريفيوژ گازى از تعداد زيادى طبل هاى مخصوص درست شده است كه با سرعت زياد دور خود مى چرخند. اورانيوم را،ابتدا، به صورت گاز هگزافلورايد اورانيوم یا"يو اف6 " (UF6) در مى آورند و آن را در اولين طبل چرخان وارد مى كنند. اين طبل به دور خود مى چرخد و بر اثر اين چرخش، نيروى گريز از مركز ايجاد مى شود. اتم هاى سنگين تر اورانيوم يعنى (يو- 238) در اطراف اين طبل و اتم هاى سبكتر يعنى يو-235 در مركز اين طبل متمركز مى شود. گازى را كه در مركز اين طبل جمع شده است و در صد بيشترى از اورانيوم نيمه سنگين را دارد، وارد طبل ديگرى مى كنند. اين طبل دوم نيز با سرعت به دور خود مى چرخد و باعث مى شود كه اتم هاى سبكتر، بيش از بيش، در مركز طبل متمركز شوند. دوباره، گازهایی را كه در مركز اين طبل جمع شده است، وارد طبل سوم مى كنند و اين عمل را همچنان با طبل چهارم و پنجم و الی آخر تكرار مى كنند تا سرانجام، غلظت اورانيوم نيمه سنگين يا "يو-235" در طبل آخرى به حدود پنج در صد برسد. به اين ترتيب سوخت مناسب براى راكتورهاى اتمى فراهم مى شود. كلمه ى سانتريفيوژ، در لغت، به معناى چيزى است كه به سرعت دور خود مى چرخد. كلمه گاز نيز اشاره به اين موضوع مى كند كه از اورانيوم به صورت گاز در اين دستگاه استفاده مى شود. اورانيوم جامد را نمى توان مستقيما وارد اين آن دستگاه كرد. اورانيومى را كه از معدن استخراج مى كنند. به صورت كلوخه مخصوصى است كه به آن "كيك زرد" مى گويند. اين كيك زرد را به صورت گاز هگزافلورايد يا "يو اف ۶" در مى آورند و سپس آن را وارد دستگاه سانتريفيوژ مى كنند.
قسمتى كه به رنگ زرد نشان داده شده است، گاز هگزافلورايد اورانيوم يا همان "يو اف 6" است كه از باﻻى طبل وارد آن مى شود.

قسمتى كه به رنگ سرخ نشان داده شده است، بخشى از گاز هگزافلورايد اورانيوم است كه غلظت اورانيوم نيمه سنگين ( يو-235) در آن افزايش يافته است. همان طور كه در تصوير مشاده مى كنيد، اين بخش از گاز از باﻻى طبل خارج مى شود تا بار ديگر به طبل ديگرى داخل شود و به تدريج غنى تر و غنى تر گردد.

قسمتى كه به رنگ سبز نشان داده شده است، بخشى از گاز هگزافلورايد اورانيوم است كه غلظت اورانيوم نيمه سنگين (يو-235) در آن كاهش يافته است. اين گاز فقير شده ، از باﻻى طبل خارج مى شود. به اين ترتيب، قسمتى از گاز غنى تر و قسمتى از گاز فقير تر مى شود.

قسمتى كه به رنگ سربى نشان داده شده است، جداره ى طبل است. در قسمت زيرين طبل، يك موتور برقى وجود دارد كه موجب چرخش و حركت طبل مى گردد.

 

 

غنی سازی اورانیم از طریق میدان مغناطیسی

یکی از روشهای غنی سازی اورانیوم استفاده از میدان مغناطیسی بسیار قوی می‌باشد. در این روش ابتدا اورانیوم هگزا فلوئورید را حرارت می‌دهند تا تبخیر شود. از طریق تبخیر ، اتمهای اورانیوم و فلوئورید از هم تفکیک می‌شوند. در این حالت ، اتمهای اورانیوم را به میدان مغناطیسی بسیار قوی هدایت می‌کنند. میدان مغناطیسی بر هسته‌های باردار اورانیم نیرو وارد می کند ( این نیرو به نیروی لورنتس معروف می باشد) و اتمهای اورانیوم را از مسیر مستقیم خود منحرف می‌کند. اما هسته‌های سنگین اورانیم (238U ) نسبت به هسته‌های سبکتر (235U ) انحراف کمتری دارند و درنتیجه از این طریق می‌توان 235U را از اورانیوم طبیعی تفکیک کرد.

 منبع

 

 

 

 

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

انرژی هسته ای
موضوع: یکشنبه پنجم شهریور 1385 9:33

 به نام خدا

چون بحث در مورد انرژی هسته ای داغ پس گفتیم یه مفاهیمی رو براتون بازگو کنیم.

انرژی هسته‌ای

 دید کلی :

وقتی که صحبت از مفهوم انرژی به میان می‌آید، نمونه‌های آشنای انرژی مثل انرژی گرمایی ، نور و یا انرژی مکانیکی و الکتریکی در شهودمان مرور می‌شود. اگر ما انرژی هسته‌ای و امکاناتی که این انرژی در اختیارش قرار می‌دهد، آشنا ‌شویم، شیفته آن خواهیم شد.

 آیا می دانید که:

انرژی گرمایی تولید شده از واکنش‌های هسته‌ای در مقایسه با گرمای حاصل از سوختن زغال سنگ در چه مرتبه بزرگی قرار دارد؟

منابع تولید انرژی هسته‌ای که بر اثر سیلابها و رودخانه از صخره شسته شده و به بستر دریا می‌رود چقدر برق می‌تواند تولید کند؟

کشورهایی که بیشترین استفاده را از انرژی هسته‌ای می‌برند، کدامند؟...

 نحوه آزاد شدن انرژی هسته‌ای:


می‌دانیم که هسته از پروتون (با بار مثبت) و نوترون (بدون بار الکتریکی) تشکیل شده است. بنابراین بار الکتریکی آن مثبت است. اگر بتوانیم هسته را به طریقی به دو تکه تقسیم کنیم، تکه ها در اثر نیروی دافعه الکتریکی خیلی سریع از هم فاصله گرفته و انرژی جنبشی فوق العاده ای پیدا می‌کنند. در کنار این تکه ها ذرات دیگری مثل نوترون و اشعه‌های گاما و بتا نیز تولید می‌شود. انرژی جنبشی تکه‌ها و انرژی ذرات و پرتوهای بوجود آمده ، در اثر برهم کنش ذرات با مواد
اطراف ، سرانجام به انرژی گرمایی تبدیل می‌شود.

مثلا در واکنش هسته‌ای که در طی آن اورانیوم 235 به دو تکه تبدیل می‌شود، انرژی کلی معادل با 200
MeV را آزاد می‌کند. این مقدار انرژی می‌تواند حدود 20 میلیارد کیلوگالری گرما را در ازای هر کیلوگرم سوخت تولید کند. این مقدار گرما 2800000 بار برگتر از حدود 7000 کیلوگالری گرمایی است که از سوختن هر کیلوگرم زغال سنگ حاصل می‌شود.

 کاربرد حرارتی انرژی هسته‌ای :

گرمای حاصل از واکنش هسته‌ای در محیط راکتور هسته‌ای تولید و پرداخته می‌شود. بعبارتی در طی مراحلی در راکتور این گرما پس از مهارشدن انرژی آزاد شده واکنش هسته‌ای تولید و پس از خنک سازی کافی با آهنگ مناسبی به خارج منتقل می‌شود.
گرمای حاصله آبی را که در مرحله خنک سازی بعنوان خنک کننده بکار می‌رود را به بخار آب تبدیل می‌کند.



بخار آب تولید شده ، همانند آنچه در تولید برق از زعال سنگ ، نفت یا گاز متداول است، بسوی توربین فرستاده می شود تا با راه اندازی مولد ، توان الکتریکی مورد نیاز را تولید کند. در واقع ، راکتور همراه با مولد بخار ، جانشین دیگ بخار در نیروگاه‌های معمولی شده است.

 سوخت راکتورهای هسته‌ای :

 ماده‌ای که به عنوان سوخت در راکتورهای هسته‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد باید شکاف پذیر باشد یا به طریقی شکاف پذیر شود. اورانیوم 235 شکاف پذیر است ولی اکثر هسته‌های اورانیوم در سوخت از انواع اورانیوم 238 است. این اورانیوم بر اثر واکنشهایی که به ترتیب با تولید پرتوهای گاما و بتا به پلوتنیوم 239 تبدیل می شود پلوتونیوم هم مثل اورانیوم 235 شکافت پذیر است. به علت پلوتنیومی اضافی که در سطح جهان وجود دارد نخستین مخلوطهای مورد استفاده آنهایی هستند که مصرف در آنها منحصر به پلوتنیوم است.

میزان اورانیومی که از صخره‌ها شسته می‌شود و از طریق رودخانه‌ها به دریا حمل می‌شود، به اندازه‌ای است که می تواند 25 برابر کل مصرف برق کنونی جهان را تامین کند. با استفاده از این نوع موضوع ، راکتورهای زاینده‌ای که بر اساس استخراج اورانیوم از آب دریاها راه اندازی شوند قادر خواهند بود تمام انرژی مورد نیاز بشررا برای همیشه تامین کنند، بی آنکه قیمت برق به علت هزینه سوخت خام آن حتی به اندازه یک درصد هم افزایش یابد.

 مزیت‌های انرژی هسته بر سایر انرژیها :

بر خلاف آنچه که رسانه‌های گروهی در مورد خطرات مربوط به حوادث راکتورها و دفن پسماندهای پرتوزا مطرح می‌کند از نظر آماری مرگ ناشی ازخطرات تکنولوژی هسته‌ای از 1 درصد مرگهای ناشی از سوختن زغال سنگ جهت تولید برق کمتر است.

در سرتاسر جهان تعداد نیروگاه های هسته‌ای فعال بیش از 419 می‌باشد که قادر به تولید بیش از 322 هزار مگاوات توان الکتریکی هستند. بالای 70 درصد این نیروگاه‌ها در کشور فرانسه و بالای 20 درصد آنها در کشور آمریکا قرار دارد.

منبع
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

داستان قبلی ادامه دارد
موضوع: شنبه چهارم شهریور 1385 12:25
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

عکس ماشین
موضوع: شنبه چهارم شهریور 1385 12:20
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

چرت و پرت
موضوع: شنبه چهارم شهریور 1385 12:3
راستی یادم رفت بگم من نازی ام

طبقه کارگر آلمان و نازيسم

١٩٤٥ - ١٩٣٣

حزب نازى (ناسيونال سوسياليسم) در آخرين سالهاى جمهورى وايمار در آلمان، پيروزيهاى انتخاباتى زيادى کسب کرد و در بين اقشار مختلف مردم بيشتر از هر حزب و جنبش اجتماعى، مدافع، حامى و راى دهنده داشت. با بحران عميق سرمايه دارى جهانى پس از سقوط سهام در سال ١٩٢٩، حزب نازى و جريان ناسيونال سوسياليسم با پرچم خروج از بحران اقتصادى و رونق صنعتى، و با آرمان نژادپرستانه جامعه برتر آريايى به ميدان آمد و قدرت گرفت. در فاصله سالهاى ١٩٤٥- ١٩٣٣ نازيسم توانست سد رکود اقتصادى را بشکند، تاسيسات صنعتى و بانکها را به راه اندازد، صنايع نظامى را براى جنگ توسعه طلبانه و تحقق پاکسازى نژادى در جهان گسترش دهد و وارد دومين جنگ جهانى بشود.

بدون شک ناسيونال سوسياليسم آلمان و حزب نازى اين اهداف را بدون حاکم کردن اختناق سياسى و انهدام اتحاديه هاى کارگرى و سرکوب سوسياليستها و کمونيستها، و بدون تعرض ايدئولوژيک به کارگران و گسترش آرمانها و فرهنگ اولترا - ناسيوناليستى و نژادپرستانه در بين آنان نمى توانست عملى کند. اما چرا طبقه کارگر آلمان که در دهه هاى آخر قرن نوزدهم تحت نفوذ سوسياليسم کارگرى بود و پس از جنگ جهانى اول جريانات با نفوذ در آن سوسيال دمکراسى و حزب کمونيست آلمان بودند، و مصونيت آن در مقابل آرمانها و آراى نازيسم حتى در سالهاى آخر جمهورى وايمار بيشتر از ساير اقشار و طبقات ديگر بود، مقاومت جديى در مقابل عروج نازيسم نکرد و به سياستها و قدرت ناسيونال سوسياليسم گردن گذاشت؟ نازيسم در شرايط بحران و تلاطمات اقتصادى و سياسى آلمان چه چشم اندازى پيش روى طبقه کارگر گذاشت؟ رابطه کارگران در آلمان با نازيسم و ناسيونال سوسياليسم طى سالهاى ١٩٤٩- ١٩٣٣ چگونه بود؟

زمينه هاى عروج نازيسم:

سوسيال دمکراسى و جمهورى وايماربا پايان جنگ جهانى اول انقلاب سوسياليستى آلمان که تصور مى رفت سر بگيرد، وقوع نيافت. بدنبال تحولات ناشى از جنگ جهانى اول و اوضاع سياسى در آلمان، رژيم سلطنتى کنار رفت و نظام سابق دست نخورده و بدون امپراطور آلمان در راس آن، بدست سوسيال دمکراسى افتاد که بيصبرانه خواهان جلوگيرى از انقلاب و تحولات راديکال در آلمان و حفظ وضع موجود بود. سوسيال دمکراسى از همان ابتدا موقعيتهاى مهم نظامى و ارتش را به ژنرالهاى سلطنتى سپرد و در سرکوب کمونيستها نقش عمده اى بازى کرد. جمهورى جديد، فرماندهان پليس، بوروکراتها، قاضى ها و ژنرالها و مقامات مختلف امپراطورى سابق را ابقا کرد و سرسختانه بى عدالتى و نابرابرى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و قانونى را تحکيم کرد. اين جمهورى که مورد نفرت شديد بخش قابل توجهى از طبقه کارگر آلمان بود، جمهورى وايمار نام داشت و تا زمان به قدرت رسيدن هيتلر و نازيسم در سال ١٩٣٣، بر سر کار باقى ماند. جمهورى وايمار حکومتى ناپايدار بود که در آلمان پس از جنگ، با شکافهاى عميق سياسى بين جنبشهاى اجتماعى و احزاب سياسى يعنى کمونيسم و نازيسم درگير بود. در دوران جمهورى وايمار مشکلات اقتصادى جامعه آلمان رو به افزايش بود و دستور کار اصلى سوسيال دمکراسى در راس اين جمهورى، حفظ وضع موجود از راه ضديت با انقلاب و سرکوب کمونيسم بود. اين واقعيت که با رکود جهانى سرمايه دارى در سال ١٩٢٩ تشديد شد، همراه با ناتوانى حزب کمونيست آلمان در ارائه افق و چشم انداز خروج از بحران و بسيج طبقه کارگر حول آرمانها و اهداف خود، راه را براى قدرت گرفتن و عروج نازيسم (ناسيونال سوسياليسم) و هيتلر باز کرد. سوسيال دمکراسى آلمان در مقابل قدرت گرفتن هيتلر و نازيسم مقاومتى نکرد و پس از پيروزى آنها، خود را منحل کرد.

حزب کمونيست آلمان: افق و راه حل ها

حزب سوسيال دمکرات کارگرى آلمان يک حزب سوسياليستى کارگرى با نفوذ وسيع اجتماعى در ميان طبقه کارگر آلمان در دهه هاى آخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم بود. با غلبه رفرميسم بر انترناسيونال دوم و تحولات مشابهى که در اين حزب بوقوع پيوست، شکاف بين دو جنبش رفرميستى و سوسياليستى عميق تر شد و بويژه با دفاع سوسيال دمکراسى از دولت آلمان در جنگ جهانى اول به اوج خود رسيد. سوسياليستهاى انقلابى اين حزب در زمان اضمحلال امپراطورى آلمان حزب کمونيست را تشکيل دادند. حزب کمونيست آلمان براى در هم ريختن نظم موجود و انقلاب اقتصادى و اجتماعى مبارزه مى کرد. در ابتداى تاسيس جوانان وسيعا به آن جلب شدند که بويژه از راديکالها، شبه آنارشيستها و آنارکوسنديکاليستها بودند و بسيارى از آنها با تغيير شرايط به اوضاع غير انقلابى، صفوف اين حزب را ترک کردند. در رهبرى اين حزب مارکسيستهايى مانند روزا لوگزامبورگ و ليبکنخت قرار داشتند.

حزب کمونيست آلمان در اوايل دهه ١٩٢٠ با جناح چپ سوسياليستهاى مستقل اتحاد کرد و در جريان اين اتحاد بخشهاى زيادى از کارگران آلمانى که از عدم تحقق انقلاب سوسياليستى آلمان سرخورده بودند و با وضعيت اقتصادى بسيار ناهنجارى روبرو بودند، به حزب کمونيست آلمان پيوستند. کارآکتر مشخصه اين کارگران نفرت از سوسيال دمکراسى و جمهورى وايمار بود که کل سيستم سابق را ابقا کرده، و ضد کارگران و عليه انقلاب بود. حزب کمونيست آلمان حزبى جديد، جوان و با امکانات و تسهيلات کم اما بشدت ضد سيستم حاکم و آماده انقلاب بود و تا هنگام شکستى که در سال ١٩٢٣ خورد، امکان پيروزى انقلاب سوسياليستى را مى ديد. اين حزب هرگز موفق به ايجاد يک رهبرى منسجم و يکپارچه نشد و فاقد يک افق روشن، و خط مشى و استراتژى براى مبارزه سياسى در شرايط غير انقلابى و حاکميت بورژوازى رفرميست بود. در حاليکه نيروى وسيعى داشت اين نيرو را حول برنامه اى روشن براى تغيير وضع بحرانى موجود بسيج نکرد. تنها کارى که کرد برافراشته نگهداشتن پرچم سرخ انقلاب کارگرى و ضديت با سيستم موجود بود. حزب کمونيست آلمان در دوره بحرانى ١٩٢٩ تا ١٩٣٣ توانست نيروى وسيعى از کارگرانى که واقعا چيزى نداشتند که از دست بدهند را به صفوف خود جذب کند. در بهار ١٩٣٢، ٨٥ درصد اعضاى حزب، کارگران بيکار بودند. در غياب يک افق و برنامه روشن براى تغيير وضع موجود، ٣٠٠٠٠٠ کمونيست عضو اين حزب و ٦ ميليون راى داده شده به آن در انتخابات، نتوانست چيزى را تغيير بدهد و شکست خورد. عامل ديگرى که مشکلات اين حزب را تشديد مى کرد سياستهاى کمينترن و رهبرى جريان ناسيوناليستى بورژوايى حاکم بر شوروى و کمينترن بود. حزب کمونيست آلمان در بحبوحه عروج نازيسم و هيتلر در ١٩٣٣ ضربه اساسى خورد و فعالين و اعضاى آن وحشيانه توسط نازيسم سرکوب و داغان شدند. سرنوشت حزب کمونيست آلمان تراژيک است. اميد بزرگ کمونيستها، آزاديخواهان و راديکال ها، قوى ترين حزب کمونيست توده اى و انقلابى در غرب در سال ١٩٣٢، چيزى بيشتر از يک اپيزود در تاريخ آلمان غربى نيست. شکست اين حزب را بايد نه در پيروزى هيتلر و نازيسم، و نه در انهدام وحشيانه آن که محل تشکل مقاوم ترين، شجاع ترين و فعال ترين بخشهاى طبقه کارگر و انقلابيون عليه نازيسم بود، بلکه در نداشتن افق روشن اجتماعى براى تغيير وضع موجود و بسيج کارگران حول اين برنامه جستجو کرد. غياب چنين افقى در درون طبقه کارگر در قبال شرايط بحرانى دهه ١٩٢٠، يکى ديگر از زمينه هايى بود که موجب ظهور و قدرت گيرى نازيسم در آلمان شد.

بحران جهانى سرمايه دارى و اقتصاد آلمان در اواخر سال ١٩٢٩ بدنبال سقوط سهام، بحران و رکود شديدى بر اقتصاد جهانى حاکم شد و ميليونها نفر بيکار و گرسنه و بيخانمان و مستاصل در آمريکا و اروپا بجا گذاشت. تاثيرات اين بحران بسرعت بر زندگى مردم و اقتصاد جامعه آلمان آشکار شد. سنگ بناى اقتصاد آلمان در اين دوره بر وامهاى گرفته شده از آمريکا و تجارت جهانى گذاشته شده بود. با خشک شدن منبع اين قرضها و سررسيدن موعد قرضهاى کهنه، آلمان هم مثل ساير جوامع صنعتى در بحران عميقى فرو رفت. ميليونها نفر کارشان را از دست دادند و به خيابانها ريخته شدند. بسيارى از موسسات توليدى و صنايع بسته شدند و شش ميليون نفر بيکار شدند. اقتصاد آلمان از تامين موادخام براى صنايع و مواد غذايى مورد نياز مردم ناتوان ماند. صفهاى نان در همه شهرها طولانى و طولانى تر شده و مردم بيکار، گرسنه و بى خانمان در خيابانها رها شدند.

حزب نازى طى اين دوران به فعاليت سياسى وسيعترى دست زد و تلاش کرد مردم مستاصل و بى آينده را قانع کند که تنها آرمان، اهداف و اقدامات سياسى و اقتصادى ناسيونال سوسياليسم مى تواند آنها را از ورطه اين مهلکه نجات دهد.

نازيسم در قدرت: کارگران و سازماندهى توليد رهبران ناسيونال سوسياليسم پس از کسب قدرت اعلام کردند که در تاريخ آلمان، آنها اولين کسانى هستند که "قدر" و "حرمت" کار را مى شناسند. با پوسترهايى که کارگران را با بدنهاى ماهيچه اى و ورزيده، بطور انفرادى در حال کار کردن و عرق ريختن نشان مى دادند؛ با ستايش کار بدنى کارگران و با شعار "کيفيت کار آلمانى" در روز "ملى کار" در اول ماه مه ١٩٣٣ به قدرت رسيدن خود در آلمان و تاسيس رايش سوم را رسميت دادند. در همان روز اول مه و روز پس از آن، حزب نازى کليه اتحاديه هاى کارگرى را غيرقانونى اعلام کرد. حزب نازى پس از گرفتن قدرت، از همه آلمانيهاى بدون "ناخالصى نژادى" خواست که ساير تعلقات و بندهاى سياسى، طبقاتى و مذهبى شان را کنار گذاشته، و خود را در يک هويت جمعى آلمانى يعنى "جامعه مردم" volksgemeinschaft شناور کنند. در بهار ١٩٣٣ حزب نازى اتحاديه هاى کارگرى و احزاب سياسى کارگران را منهدم کرد. غيرقانونى و سپس منهدم کردن سازمانهاى کارگرى و احزاب سياسى کارگران و در هم شکستن هرنوع بروز اتحاد و تشکل کارگران، اولين مشخصه مهم قدرت جديدى بود که در آلمان عروج کرد. سوسياليستها و کمونيستها اميدوار بودند که از طريق مکانيسم هايى مانند روابط محفلى و شبکه اى کارگران در فابريکها و محل هاى زندگى کارگران فعاليت سياسى و مبارزاتى شان را با توجه به شرايط جديد پيش ببرند. اما حزب نازى توانست با ايجاد جو وحشت و ارعاب، بر همين ساختارها و مکانيسمهاى غيررسمى روابط کارگران در زندگى روزمره کنترل اعمال کند. فعالين سوسياليست و کمونيست که از جانب گشتاپو بشدت تحت تعقيب بودند در همان چند ساله اول قدرت گيرى نازيسم بشدت تضعيف و سرکوب شدند.

حزب نازى در سالهاى قبل از ١٩٣٣ طى تبليغات سياسى و فعاليتهايش يک فرهنگ ناسيوناليستى و نژادپرستانه را در جامعه اشاعه داده بود. شعارهاى "کيفيت کار آلمانى"، "کار ملى" و "پايان دادن به تناقضات طبقاتى" از جمله اجزاى اين فرهنگ سياسى نازيسم در مورد کارگران بود. رژيم نازى وقتى که بقدرت رسيد ديگر يک زبان ناسيوناليستى و نژادپرستانه ضد کارگرى داشت که مديران و بازرسان کارخانه ها با استفاده از اين زبان، سمبولها و شعارها با کارگران رابطه گرفته و نظم و توليد را پيش مى بردند. نازيسم به کارگران وعده "لذت در کار"، تشکيل "جامعه کارخانه" و "جامعه موزون مردم" مى داد و تلاش مى کرد با اين شعارها، و تبليغ حول اين ارزشها طيف وسيعى از مردم عادى، مهندسين کارخانه ها و کارگران غير ماهر را مستقل از تمايلات سياسى پيشين آنها بخود جذب کند. اين تبليغات حتى بر کارگرانى که در جمهورى وايمار به سوسيال دمکراسى و کمونيستها سمپاتى داشته و عضو اتحاديه هاى کارگرى بودند، تاثير داشت.

روز ١٠ ماه مه ١٩٣٣ نازيسم "جبهه کار آلمان" DAF را تشکيل داد و تعهد کرد که يکبار براى هميشه به اختلاف منافع و تضاد طبقاتى در کارخانه ها و صنايع آلمان خاتمه دهد. در نوامبر ١٩٣٣، "جبهه کار آلمان" خود را بعنوان تنها سازمان در برگيرنده کليه کارکنان صنايع و تجارت اعلام کرد. نازيسم از طريق قوانينى تحت عنوان "قانون حمايت از کار ملى"، و "قانون سازماندهى کار" و انتصاب "مسئولين کارخانه" اى براى کنترل توليدى و سياسى کارگران، شالوده رابطه اش با کارگران و توليد را بنا گذاشت. طبق اين قوانين، کارگران حق بستن هيچگونه قرارداد جمعى با سرمايه داران را نداشتند، قرارداد هر کارگرى، فردى بود و دستمزد و مزاياى او براساس کميت و کيفيت توليدى او و درجه وابستگى اش به نظم حاکم بر کارخانه و در يک بعد وسيعتر همراهى، و يا گردن گذاشتن به کل سيستم حاکم تعيين ميشد. ناسيونال سوسياليسم به کارگران وعده اشتغال کامل داد و توانست به تحقق اين وعده حداقل در صنايع نظامى عمل کند. اشتغال کامل حتى با دستمزد پائينتر براى اکثريت کارگران اولويتى حياتى بود. داشتن امنيت شغلى و کار با درآمد مطمئن براى بسيارى از کارگران که شش هفت سال بيکارى و ناامنى و نگرانى را پشت سر داشتند، بدون شک يکى از عواملى بود که مقاومت طبقه کارگر را در مقابل حاکميت نازيسم و نفوذ ايدئولوژيک آن کاهش داد. يک کارگر معدنچى سوسيال دمکرات در باره اين دوره ميگويد: "فشار بر کارگران و احساس ناامنى آنقدر زياد بود که بسيارى حاضر بودند با خود شيطان هم قرارداد ببندند و از بيکارى نجات پيدا کنند." کارگران براى تامين هزينه مسکن و پرداختن مالياتهاى بالا به دولت نازى، ساعات طولانى براى گرفتن دستمزدهاى بيشتر کار ميکردند. با اينحال "معجزه" اقتصادى نازيسم بسيارى را متقاعد کرده بود که "اوضاع دارد بهتر ميشود"، چون کارگران وضعيت شان را نه با سالهاى خوب جمهورى وايمار بلکه با سالهاى کسادى عميق اقتصادى اواخر جمهورى وايمار مقايسه ميکردند.

در سالهاى دهه ١٩٣٠، رژيم نازى به مدرنيزه کردن و عقلايى کردن صنايع پرداخت و زمينه مادى را نه فقط براى دست زدن به جنگ، بلکه براى تحکيم و تثبيت ديکتاتورى اقتصادى و سياسى تمام عيار خود فراهم کرد. گسترش صنايع مونتاژ، روشهاى جديد پرداخت دستمزد بر اساس قابليت فردى کارگران در توليد بيشتر، يعنى ورژن آلمانى تيلوريسم (refa - verfahren)، مقاومت کارگران بصورت کمکارى و کندکارى در توليد را بسيار مشکلتر ميکرد. علاوه براين سيستم "پزشکى کارخانه" در کنترل کارگرانى که براى فرار از فشار کار خود را به مريضى مى زدند، مقاومت کارگران در مقابل انضباط کارى نازيسم را خطرناکتر و غيرممکن تر کرده بود. در واقع سيستم سياسى و قانونى نازيسم به کارفرمايان امکان استثمار بى حد و حصر و کنترل کامل کارگران را داد و اين تسلط و قدرت اقتصادى و سياسى کارفرماها، مبناى اشاعه وحشت، جنگ و نژادپرستى نازيسم در آلمان و جهان شد، پديده اى که در قرن بيستم بى سابقه ماند.

بيمه اجتماعى کارگران که پس از بحران ١٩٢٩ و ورشکستگى دولت جمهورى وايمار از دست دولت به سرمايه داران خصوصى منتقل شد، از ١٩٣٣ به بعد به وسيله اى براى جذب نيروى کار کارگران بويژه در دوران رونق صنايع جنگى و کمبود نيروى کار تبديل شد. اين مساله در کنار لغو کامل قراردادهاى جمعى کارگران، آنها را از نظر سياسى و وزن اجتماعى ضعيفتر کرد.

تحرک اقتصادى ناسيونال سوسياليسم و نازيسم براى تامين پيش شرطهاى جنگ رمق ميليونها کارگر را به لحاظ جسمى و روحى گرفت. حتى در بسيارى از مناطق عقب مانده اقتصادى آلمان مانند ايالت "سار" -Saar- بازسازى و مدرنيزه کردن صنايع و ايجاد صنايع جنگى در دستور کار نازيسم قرار گرفت و کارگران را نه فقط از آلمان بلکه از سراسر اروپا در صنايع هواپيمايى نظامى "برمن" Bremen و در SSalzgitterبه کار کشيدند. برحسب اولويتهاى اقتصاد جنگى جابجايى هاى زيادى در محيط زندگى و کار کارگران ايجاد کردند. در اين مناطق جديد صنايع نظامى، کارگران که از نقاط مختلف به آنجا آورده شده و بکار کشيده مى شدند، فاقد هر نوع سنت مشترک و يا نهادهاى فرهنگى و اجتماعى با يکديگر بودند. اين بنوبه خود باعث شقه شقه شدن و تضعيف روحيه سياسى و توان اجتماعى کارگران آلمان گرديد.

تا اواخر جنگ جهانى دوم حدود هفت ميليون و نيم کارگر غير آلمانى در آلمان و اساسا در صنايع جنگى نازيها کار مى کردند. نژادپرستى رژيم نازى، مبناى استثمار وحشيانه اين کارگران بود و بدون توجه به زندگى و سلامتى شان، تا حد مرگ از آنها کار مى کشيدند. براى جلوگيرى از هر نوع تماس نژادى و سياسى آلمانيهاى آريايى با کارگران غير آلمانى، نازيسم يک سيستم تمام عيار آپارتايد نژادى را اعمال مى کرد.

نازيسم و تامين مزاياى اجتماعى کارگران قدم بعدى "جبهه کار آلمان" حاکم کردن نژادپرستى بر تامين مزاياى اجتماعى کارگران و شرايط کار و زندگى آنها بود. طبق سياست نژادپرستانه "خلوص نژادى"، کارگران با رفتار اجتماعى خوب و رعايت انضباط کامل در توليد به نازيها نشان مى دادند که آلمانى خالص و داراى ارزش بيولوژيکى آلمانى هستند و لايق شرايط کارى مناسبتر، مسکن بهتر و زندگى راحتتر هستند. نازيها علاوه براين کارگران را تشويق ميکردند با بچه دار شدن بيشتر، به گسترش خلوص و برترى نژاد آريايى خدمت کنند. برعکس اينهم صادق بود يعنى کارگرانى که زير استانداردهاى اجتماعى و انضباط توليدى نازيها قرار ميگرفتند، از نظر نژادى پست شمرده شده و از محيط هاى کار اخراج مى شدند. چون اين کارگران، "جامعه نژادى آلمانى" را که قرار بود در يک مبارزه جهانى عليه نژادهاى ديگر در دنيا پيروز شود، تضعيف ميکردند.

اين نژادپرستى که در ابتدا متوجه اقشار حاشيه اى جامعه مانند کارگران موقت، يهوديها، معلولين، کوليها، بيخانمانها و تن فروشان بود، نهايتا بيشترين فشار را بر روى همه کارگران گذاشت تا به معيارها و استانداردهاى توليدى و انضباطى نازيسم گردن بگذارند. اگر قبل از سالهاى ١٩٣٣ غيبت و رعايت نکردن انضباط کارى، صرفا باعث پائين آمدن دستمزد کارگر مى شد، در دوران رايش سوم سرکشى از انضباط توليدى، علامت پستى نژادى بود و براى رفع اين پستى نژادى، کارگر را به اردوگاههاى کار اجبارى و "آموزش" روانه ميکردند. در اين اردوگاهها معلوم ميشد که آيا اين کارگران فقط به يک "شوک سريع" احتياج داشته اند تا دوباره به توليد و کار مفيد برگردند، يا اينکه جز عناصر مضر اجتماعى و بيگانگان نسبت به جامعه نژادى هستند. اکثريت زندانيان اين اردوگاهها، کارگران غير آلمانى، و اقليتى قابل توجه هم آلمانى بودند. هرچند که کارگران آلمانى اين اردوگاهها مانند يهوديان آلمانى و کارگران خارجى از "نژاد پست"، در معرض تنبيهات شديد و مرگ قرار نداشتند اما زير فشار کار شديد و تبليغات زجرآور قرار مى گرفتند. تعقيب و مجازات کارگران بدليل "ناخالصى بيولوژيک و نژادى" در اين دوران، دستکمى از مجازات کارگران بدليل فعاليت سياسى مخالف عليه رژيم نازى نداشت.

اما رايش سوم در عين حال براى خنثى کردن نارضايتى کارگران و يا جذب آنان به خود، تلاش ميکرد چهره خوبى از خود عرضه کند. نازيسم چشم انداز رفاه و استفاده از مواهب جامعه صنعتى را در مقابل کارگران قرار مى داد. طبق اين چشم انداز قرار بود که کارگران آلمانى مرخصى مکفى با استفاده از حقوق و مزايا بگيرند؛ قرار بود که کارگران به ورزشهاى کوهنوردى و سفر و سياحتهاى دريايى بروند که هزينه آن را سازمانهاى موسوم به "قدرت از طريق لذت" (که توسط نازيها ايجاد شده بودند) تامين کنند؛ همچنين هر کارگرى طبق اين چشم انداز قرار بود يک "اتوموبيل مردم" - فولکس واگن - داشته باشد که با آن در شاهراه هايى که مهندسين هيتلر مى سازند، رانندگى کند. قرار بود شهرهاى آلمان بازسازى شوند تا کارگران مجبور نباشند در خانه هاى مخروبه در محلات شلوغ زندگى کنند و خانواده هاى کارگرى در خانه هاى جديدشان از وسايل مدرن زندگى از جمله "راديوى مردم" بهره مند شوند.

گرچه کارگران هيچيک از اين مواهب را جز در تبليغات نازيسم بچشم نديدند، اما اين چشم انداز و تبليغات حول آن تاثير زيادى در ساکت نگهداشتن، به تحمل واداشتن و راضى نگهداشتن طبقه کارگر بخصوص نسل جديد کارگران که در جنبش کارگرى دوره وايمار تربيت نشده بودند، داشت. نازيسم اين اميد را در کارگران ايجاد ميکرد که شايد بتوانند براى اولين بار از فقر و محدوديتهاى دائمى زندگى کارگرى يکبار براى هميشه خلاص شوند يا حداقل محدوده تنگ و فقيرانه کارگرى را بشکنند و سهم خود را از مواهب و نعمات زندگى بيشتر کنند. در مناطق کاملا کارگرى مانند "رور" اين اميد با دادن راديوهاى ارزان به خانواده ها و يا آموزش تکنيکى به پسران خانواده هاى کارگرى و دادن شغلهاى با دستمزد بالاتر در صنايع نظامى به آنان، تحريک شده و زنده نگه داشته ميشد.

نازيسم، جنگ و کارگران بسيارى از تاثيرات عميق و سريع در ساختار زندگى، آگاهى و رفتار کارگران در آلمان نازى در دوران جنگ روى داد. با آغاز جنگ، نژادپرستى آلمانى براى به حرکت در آوردن جامعه و در راس آن کارگران تحرک بى سابقه اى يافت. جنگ و نژادپرستى نازيسم، طبقه کارگر را با پيچيدگيها و معضلات متعددى روبرو کرد. در دوران جنگ کارگران آلمانى شديدتر از قبل بخاطر هر نشانه اى از "ناخالصى بيولوژيکى" تحت فشار و آزار قرار داشتند، رژيم نازى در عين حال توده هاى وسيعى از کارگران خارجى و از "نژاد پست" را براى پاسخگويى به اقتصاد جنگى خود وارد کرده و اين مساله به کارگران آلمانى يک برترى و امتياز دوفاکتو مى داد. تحقيقات و شواهد نشان مى دهد که رفتار و چگونگى برخورد کارگران آلمانى به کارگران خارجى حاکى از بى اعتنايى، بى توجهى و قبول آنها بعنوان واقعيت عادى و پذيرفته شده زندگى در آن زمان بود. اين برخورد بخصوص وقتى که شعله هاى جنگ بالا گرفت و مصائب آن بيشتر بر سر مردم خراب شد، شدت پيدا کرد.

علاوه بر عامل فوق، فاکتور ديگرى بر زندگى کارگران آلمانى در دوران جنگ دوم تاثير داشت. اين فاکتور تجربه کارگرانى است که زير فشارهاى طاقت فرساى استثمار جنگى و ديسيپلين توليدى نازيسم قرار داشتند و وضعيت زندگيشان بدليل بمبارانهاى متفقين و تهديد فزاينده حمله نظامى اتحاد شوروى روز به روز خرابتر مى شد. اين وضعيت باعث شد که همه انرژى شان صرف تلاش براى بقاى روزمره بشود. طى سالهاى جنگ، هرنوع هويت مشترک کارگرى که طى دهه ١٩٣٠ توانسته بود زنده بماند، شقه شقه شده و بيشتر تضعيف شد. آنچه که زندگى کارگران را در اين دوره شکل مى داد، فراخوانده شدن به ارتش، فرستاده شدن به جبهه هاى شرق يا غرب، زخمى شدن يا شانس آوردن و زخمى نشدن و مسائلى از اين قبيل بود. خانواده کارگرى که چه در شهرى کوچک، يا منطقه اى صنعتى يا در حاشيه شهر و چه در محلات وسط شهر در شرق يا غرب آلمان زندگى مى کرد، هر لحظه با تهديد بمباران روبرو بود و بدنبال فرار از بمباران و پيدا کردن پناهگاه بود. کليه اين فاکتورها هويت جمعى کارگران و هبمستگى آنان را تضعيف ميکرد.

شواهد و مدارک ٭ نشان مى دهد که طى دوران جنگ از سربازان که بخش قابل توجهى از آنان، کارگران جوان بودند کمترين مقاومتى عليه جنگ، زير پا گذاشتن اصول و ديسيپلين يا بى نظمى و رفتار نامناسب جنگى سر نزده است. سربازان على العموم تا آخرين ماههاى جنگ قويا از هيتلر حمايت مى کردند و حاضر بودند براى تحقق اهداف نازيسم و پيروزى آن تا سر حد مرگ بجنگند.

چرا کارگران عليرغم شکست نازيسم در پياده کردن ايده آل "جامعه موزون آلمانى" و وعده از بين بردن تناقضات طبقاتى و اجتماعى، در جنگ دوم جهانى شرکت کردند و مقاومت جدى اى در مقابل انضباط و تنبيهات خرد کننده جنگى و توليدى نازيسم نشان ندادند؟ چرا کارگران که با اعتصاب، کمکارى و پائين آوردن کميت و کيفيت توليد در سالهاى قبل از جنگ ثابت کردند که جامعه موزون و بدون تضاد و تناقضى که رهبران ناسيونال سوسياليسم وعده داده بودند، پوچ و توخالى است، در جنگ شرکت کردند؟

طى دوازده سال حاکميت نازيسم در رايش سوم، ساختار، خودآگاهى و افق طبقه کارگر آلمان تغييرات عميقى کرد. نازيسم موفق شد ساختار قديمى جنبش کارگرى که مبتنى بر تشکل، آگاهى و همبستگى کارگرى بود، را در هم بشکند. افق و سياستهاى ضد کارگرى ناسيونال سوسياليسم که در اين مقاله به آنها پرداخته شد، مبتنى بر استثمار وحشيانه کارگران و تحميل يک نظم نژادپرستانه بر توليد و در هم شکستن اتحاديه هاى کارگرى و احزاب سياسى کارگران، براى به راه انداختن چرخهاى توليد و بيرون آمدن از بحران اقتصادى در وهله اول، و تامين پيش شرط هاى يک جنگ نژادپرستانه و توسعه طلبانه در وهله دوم بود. اين افق و سياستها طبقه کارگر را هر چه بيشتر تضعيف و شقه شقه کرد و از وزن سياسى و اجتماعى آن کاست.

در همين دوره نسل جديدى از کارگران جوان پا بعرصه زندگى و توليد اجتماعى گذاشتند که فاقد سنتها و تجربيات نسل قديم کارگران بوده و با افق و ارزشهاى ناسيوناليستى و نژادپرستانه ناسيونال سوسياليسم بار آمده و در آرمان و سياستهاى آن ادغام شده بودند. همين بخش از طبقه کارگر آلمان يعنى کارگران جوان، بدنه اصلى سربازان در جبهه هاى جنگ بودند و نه تنها مقاومتى عليه جنگ و توسعه طلبى نازيسم نداشتند، بلکه به ديسيپلين نظامى ارتش وفادار بوده و براى تحقق "اسطوره هيتلر" تا سر حد مرگ جنگيدند. با وجود اينکه بخشهاى ديگر کارگرى، با اعتصابها و کمکاريها و پائين آوردن کيفيت توليد با سلطه ضد کارگرى رژيم نازى و سرمايه داران آلمانى مقابله کردند، بخش جوان طبقه کارگر تحت تاثير آرمان اولترا - ناسيوناليستى و نژادپرستانه نازيسم و هيتلر بود. اشتغال کامل، رفاه، "جامعه موزون آلمانى" و ساير وعده هاى نازيسم عاملى بود که توده هاى کارگران جوان را براى ماديت بخشيدن به "اسطوره هيتلر" و سرکردگى جهانى او و نژاد برتر بحرکت درآورد.

٭٭٭٭٭٭٭

سالهاى حاکميت ناسيونال سوسياليسم و هيتلر، سالهاى توهم زدايى هاى عميق، سالهاى تهى شدن از هويت و همبستگى و اتحاد کارگرى، و سالهاى به خون کشيده شدن اميد و آرزوهاى بزرگ ميليونها کارگر آلمانى بود. از پايان جنگ جهانى اول و تشکيل جمهورى وايمار تا حاکميت دوازده ساله نازيسم و پايان جنگ دوم جهانى، جامعه آلمان دستخوش تلاطمات سياسى، اجتماعى و اقتصادى عميقى بود. بحران اقتصادى جهانى هم بر اين جدالها و تلاطمها، ابعاد و پيچيدگى بيشترى بخشيد. رفرميسم و سنت سياسى آن يعنى سوسيال دمکراسى بعنوان آرمان جناح چپ بورژوازى بدليل بحران اقتصادى قادر به تغيير وضع موجود و جذب کارگران به راه حل هاى خود نبود چرا که رفرميسم در شرايط بحران اقتصادى فلج مى شود. مهمتر از همه اين جريان، در وضعيت بحران سياسى آلمان پس از جنگ جهانى اول بشدت عليه انقلاب و ضد کمونيسم بود. سوسياليستهاى انقلابى (حزب کمونيست آلمان) فاقد يک راه حل سياسى روشن براى تغيير وضع موجود و به حرکت درآوردن کارگران حول آن بودند. در اين نقطه عطف تعيين کننده، اين آرمان نژادپرستانه ناسيونال سوسياليسم بود که توانست در سالهاى پايانى جمهورى وايمار و طى دوازده سال حاکميت خود، با در هم شکستن همبستگى و تشکل کارگران، با ادغام نسل جوان در آرمانها و سياستهاى خود، جامعه و کارگران را براى ماديت بخشيدن به اهداف خود، و رفع بحران اقتصادى سرمايه دارى بحرکت در آورد و زمينه را براى حاکميت متعارف بورژوازى در دوران پس از جنگ فراهم کند.

٭ اين شواهد و مدارک عبارتند از: نامه هاى شخصى سربازان (کارگران) در دوران جنگ، نظرخواهيهاى انجام شده توسط متفقين از سربازان اسير شده آلمانى، يادداشتهاى روزانه فرماندهان و ژنرالهاى هيتلر، و خاطرات کتبى کارگرانى که در جنگ شرکت داشتند.

منبع

 

 

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

دالی
موضوع: پنجشنبه دوم شهریور 1385 16:44

به نام خدا

یه اپ به وسعت اسمان ها و زمین:I am breaking the habit

مناجات:

کودک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم.

کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش را از نگاهش می شد خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.سکوت ((پر)) بهتر از فریاد ((تو خالی)) نیست؟

فکر می کنیم کسی هست که سکوت ما را بشکند اما افسوس که انتظار بی فایده است.انقدر از گذشته ات سر افکنده ای که نمی توانی بیاندیشی و انقدر صهبای نفس سر کشیدی که جایی برای خدا نگذاشتی.انقدر در زندگی دویدی که اخر هم بدهکار شدی.چه شد که دلپاک امدی و رو سیاه خواهی رفت؟ حال تویی و روزنه امید بخشش پروردگارت.اویی که سال ها است فراموش کرده ای اما او باز هم تو را می خواند.

حی علی خیر العمل

بهلول

روزی هارون به بهلول گفت : مژده باد تو را که خلیفه تو را فرمانده خوک ها و گرگ ها کرده است.بهلول گفت: حال که این را فهمیدی پس مواظب باش از فرمان من خارج نشوی.از شنیدن این جواب بهلول همه حاضران خندیدند و هارون شرمنده شد.

خدا هست

استاد فلسفه ای منکر وجود خدا بود.روزی دانشجوی جدیدی سر کلاس او نشست.استاد وارد شد و شروع به درس دادن کرد.و در میان درس هم باز منکر وجود خدا شد و گفت :"ایا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟"کسی پاسخ نداد.استاد دوباره پرسید "ایا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟"دوباره کسی پاسخ نداد.استاد برای سومین بار پرسید:"ایا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟"دانشجویان به هم نگاه کردند و گفتند"نه ما ندیده ایم"استاد با قاطعیت گفت"پس با این وصف خدا وجود ندارد"

دانشجوی جدید که یه هیچ وجه با استدلال استاد موافق نبود اجازه خواست تا صحبت کند.استاد پذیرفت.دانشجو از جایش بر خاست و از هم کلاسی هایش پرسید:"ایا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟"همه سکوت کردند.دانشجو پرسید:"ایا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟"همچنان کسی چیزی نگفت.دوباره پرسید:"ایا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟"همه گفتند:نه.

دانشجو گفت:پس نتیجه می گیریم اقا ی استاد مغز ندارد.

دلایلی که ثابت می کند این کلاس در ایران نبود:

1_ استاد جرئت اینگونه حرف زدن ندارد.

2_ دانشجو با اجازه حرف نمی زند.

3_ دانشجو هم جرئت این گونه حرف زدن ندارد.

سخن بزرگان:

بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا ثروتمند بمیریم_جانسون

اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند  علت را در لبان فروبسته خود جستجو کن._دیل کارنگی

کسی که غرور دارد حاضر اسیت گم شود اما راه را از دیگران نپرسد._وانگال

دوست مثل پول است به دست اوردنش از نگه داشتنش اسان تر است._ساموئل باتلر

تشخیص دادن عیوب خود خیلی بهتر از دیدن هنر خود است._دیل کارنگی

خواننده دقیق می تواند در یک سال از روزنامه ها بیش از ان چیز های مفید بخواند و بیاموزد که دانشمندان از کتابخانه های بزرگ خود میاموزند_سبزن

صدیق ترین بی توقع ترین مفید ترین و دائمی ترین رفیق برای هر کس کتاب است_مارک تواین

منبع:روزنامه ی جام جم

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

سلام
موضوع: پنجشنبه دوم شهریور 1385 7:7

به نام خدا

با عرض پوزش باید بگم این اهنگای متالیکا یه ذره اشنا می زنه (یا به عبارتی قدیمی اند)شاید مال کنسرت جدیدشون.حالا به ما چه ربطی داره؟

کدبانو های محترم دستور اشپزی حال کردید من از این به بعد می خوام هر چی گیر اوردم بریزم تو این وب.حالش ببرید.

راستی یوونتوسی های محترم نگران نباشید ما به زودی به سری ای بر خواهیم گشت.

کامپیوتر خودتی هم منفجر شد و متاسفانه ۲۳ میلیون نفر کشته و زخمی داشت و خود خودتی هم در بین اجساد.

تبریک می گم همتون خرما افتادین.

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

موزیک
موضوع: پنجشنبه دوم شهریور 1385 6:11

به نام خدا

موزیک های جدید متالیکا با تشکر از حمیییییییییییییید و وبلاگ مرگخواران 

کیفیت ۱۲۸

----------------

Creeping Death

For Whom The Bell Tolls

Wherever I May Roam

Fuel

Welcome Home Sanitarium

Sad But True

Fade To Black

Master Of Puppets

One

Enter Sandman

Last Caress

Battery

Seek And Destroy

----------------------------------

کیفیت ۴۰

--------------

Reeping Death

For Whom The Bell Tolls

Wherever I May Roam

Fuel

Welcome Home Sanatarium

Sad But True

Fade To Black

Master Of Puppets

One

Enter Sandman

Last Caress

Battery

Seek And Destroy


منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

عکس های ماشین
موضوع: پنجشنبه دوم شهریور 1385 6:7
1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

اموزش اشپزی
موضوع: چهارشنبه یکم شهریور 1385 20:42

كالزونه ( غذاي ايتاليايي )
 

 

مواد لازم:
 

7 گرم

مخمر

نصف قاشق چايخوري

شكر

180 ميلي ليتر

آب ولرم

300 گرم

آرد سفيد

يك قاشق غذاخوري

شير

2 قاشق غذاخوري

روغن زيتون

150 گرم

سوسيس يا كالباس

يك عدد متوسط

پياز خرد شده

يك حبه

سير خرد شده

 يك قاشق غذاخوري

ريحان خرد شده

يك قاشق غذاخوري

گوجه فرنگي خرد شده

2 قاشق سوپ خوري

زيتون خرد شده

100 گرم

پنير موزارلا

به مقدار لازم

نمك

 

طرز تهيه :
 

سير و پياز را با روغن زيتون به مدت يك دقيقه تفت مي دهيم.

سپس گوجه فرنگي را اضافه كرده وبعد ريحان، سوسيس خرد شده و زيتون را به مواد مي افزاييم. مواد را از روي حرارت برداشته و مي گذاريم تا خنك شود.

مخمر، شكر و آب ولرم را داخل يك ظرف ريخته، در آن را گذاشته و در مكاني گرم به مدت 10 دقيقه مي گذاريم بماند. سپس آرد، نمك و روغن را در ظرف ديگري مخلوط كرده و مخمر عمل آمده را به مواد مي افزاييم و به مدت 5 دقيقه آن را ورز مي دهيم. بعد از آن درب خمير را با دستمال پوشانده و به مدت يك ساعت در جاي گرمي قرار مي دهيم.

خمير را به دو قسمت تقسيم كرده وآن را پهن مي كنيم.

دايره اي به قطر 25 سانتي متر قالب زده و درون آن را با نيمي از مواد كالزونه پر كرده و نيمي از پنيرها را روي مواد قرار مي دهيم.

سپس دو طرف خمير را به هم متصل مي كنيم و اطراف خمير را خوب به هم مي فشاريم. بعد از آن كالزونه ها را داخل سيني فر قرار داده و روي آن را با استفاده از برس با  مقداري شير آغشته مي كنيم .

 در نهايت به وسيله چنگال چند سوراخ روي آن ايجاد كرده و سپس در طبقه وسط فر با حرارت 350 درجه فارنهايت به مدت 40 دقيقه قرار مي دهيم .

منبع

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

رنگ شناسی
موضوع: چهارشنبه یکم شهریور 1385 20:30

منبع 

رنگها متعلق به شخصيت و موجوديت ما هستند و مي توان گفت هر يك از ما داراي يك «رنگ» هستيم. مي توان از رنگها به عنوان يك زبان جهاني و همگاني استفاده كرد، زيرا رنگها در هر كجاي دنيا كه باشند، بيانگر يك پيام است.

 

آنها احساسات را بر مي انگيزند و اشكال مي توانند به رنگهاي متفاوت تأثيرات متفاوتي روي انسان بگذارند. زندگي هر شخص به وسيله رنگها غني مي شود و به زندگي روح و انرژي مي بخشد.

 

تنها كافي است چند لحظه به اطراف خود نگاه كنيد و تصور كنيد هيچ رنگي وجود ندارد، تنها اشكال و اشياي بدون رنگ هستند كه ديده مي شوند.

 

اگر رنگها را واقعاً دوست داشته باشيد و عاشق آنها باشيد، مي توانند به زندگي جاني تازه ببخشند و بر عكس اگر نسبت به رنگها بي تفاوت باشيد، نقصان انرژي را در زندگي احساس خواهيد كرد.

 

اگر رنگها صحيح و بجا انتخاب شوند، مانند يك موسيقي آرام عمل مي كنند و بالعكس رنگهايي كه درست استفاده نشوند، باعث آزار و عصبانيت شما خواهند شد.

 

بخوبي مي توانيد تأثير رنگها را در محيط اطراف و زندگي تان كشف كنيد و ببينيد كه شما چگونه نسبت به آنها واكنش نشان مي دهيد.

 

توجه كنيد كه چگونه رنگ و بافت در دنياي واقعي و طبيعي مي توانند مانند يك راهنما براي شما عمل كنند.

 

رنگ مي تواند بسيار پرطراوت، تند و جالب باشد و يا اينكه بسيار نرم، لطيف و آرام در هر حالت همگي ما هر كدام به گونه اي نسبت به رنگها واكنش نشان مي دهيم، اما دقت كنيد اگر رنگي شما را نيش زد، يعني باعث آزار شما شد، هرچه سريعتر سعي كنيد از شر آن خلاص شويد، زيرا رنگها بسيار قدرتمندتر از آن چيزي هستند كه ما تصور مي كنيم.

 

 البته هر شخصي رنگ منحصر به فرد خود را دارد و آن رنگ نشان دهنده خلق و خوي و شخصيت اوست و ديد هر شخصي به رنگها با فرد ديگر متفاوت است.

 

ممكن است يك نفر به رنگهاي روشن توجه كند و رنگهاي تند و زرق و برق دار توجه ديگري را جلب كند. در هر حال رنگهايي را براي خود و زندگي اطراف خود انتخاب كنيد كه محيط زيبا، دلفريب و جذابي را برايتان به وجود بياورد، زيرا هر روز صبح چشمتان را به اين رنگها و دنياي رنگي كه براي خود ساخته ايد، باز مي كنيد و به قولي رنگها مانند غذاي روح هستند.

 

بنابراين تصميم بگيريد كه رنگ و يا رنگهاي مورد علاقه شما كدام است. در انتخاب رنگ ظروف، گلدانها، گلها و مبلماني كه مي خواهيد بخريد، دقت كنيد و زماني كه آنها را با رنگ مورد دلخواه و سليقه خود فراهم كرديد، جايي قرارشان دهيد كه هر روز آنها را ببينيد.

 

اشتباه نكنيد اگر اين رنگها درست و صحيح انتخاب شوند، از ديدنشان خسته نمي شويد، برعكس هر روز برايتان جديد و زيبا و جالب خواهند بود.

 

براي اينكه بتوانيد انتخابي درست داشته باشيد، بايد رنگهاي اصلي و تأثيرات آنها را به خوبي بشناسيد، بعضي از رنگها باعث خوشحالي و شادي شده و برعكس دسته ديگري از رنگها ما را غمگين مي سازند.

 

به عنوان مثال استفاده از گلهاي زرد باعث به وجود آمدن محيط شاد و روشن مي شود، درحالي كه گلهاي سفيد يا سبز محيطي آرام و بي سر و صدا را به وجود مي آورد.

 

رنگ زرد: شادترين رنگ در طيف رنگها است و در چرخه رنگ متضاد رنگ بنفش است و تركيبي از رنگهاي زرد با بنفش و يا آبي بسيار زيبا خواهد شد.

 

مي توانيد در كنار گلهاي زرد چند گل بنفش بگذاريد يا اينكه اگر كاغذ كادوي ليمويي خريداري كرده ايد، با روبان بنفش آن را ببنديد.

 

 رنگ نارنجي: در طيف رنگها گرم ترين رنگ به شمار مي رود. نارنجي روشن را مي توان با رنگهاي قرمز روشن، انواع زردها و يا زرشكي سير (بادمجاني) كنار يكديگر گذاشت و يا تركيب كرد، اما رنگ نارنجي در كنار ارغواني يك تركيب بسيار بانشاط و سرزنده اي را به وجود مي آورد.

 

 رنگ صورتي روشن: رنگ مثبت و شاد با ارغواني يك رنگ اشباع شده اي را مي سازد و از رنگهاي صورتي روشن، قرمز و قهوه اي براي آرايش صورت بسيار استفاده مي شود.

 

آبي: رنگي بسيار خنك است. رنگ آبي در كنار سفيد نشان دهنده صلح و صفا است و آبي پيغام آور آرامش و سكوت است، در هر صورت به شما احساس آرامش مي دهد و اگر براي ديوارها استفاده شود، تشنج را از محيط كار و يا زندگي شما دور مي كند.

 

رنگهاي آبي در كنار رنگهاي سفيد، قهوه اي كم رنگ يا پررنگ و طوسي پررنگ، رنگ بسيار مناسبي براي اتاق خواب و اتاق نشيمن است، زيرا حس راحتي و استراحت كردن را به شما القا مي كند.

 

ياسي: اگر اين رنگ را در كنار سفيد قرار دهيد، بسيار زيبا جلوه خواهد كرد، يك گلدان سفيد با گلهاي بزرگ ياسي بسيار زيبا خواهد شد.

 

بنفش كمرنگ: بهترين انتخاب براي اتاق خواب بويژه اتاق خواب كودكان مي شود. اگر مي خواهيد يك محيط آرام و تميز و پاكيزه اي را به وجود بياوريد، از اين رنگ استفاده كنيد. اين رنگ در كنار سبز، خاكستري و نقره اي بسيار دل فريب خواهد شد.

 

سبز: عميق ترين احساس براي تمدد اعصاب است. براي دكوراسيون جزو رنگ اصلي است، با دريا و جنگل ارتباط مستقيم دارد و شايد به همين دليل است مردم خيلي راحت و آسان با آن ارتباط برقرار مي كنند. براي حمام مي توانيد از سبز بسيار كمرنگ استفاده كنيد.

 

رنگ سفيد: سفيد رنگ تميزي و تازگي است. سفيد رنگي خالص است كه كمك مي كند تا فضاي خانه بزرگتر به نظر بيايد و حتي اگر خانه شما به وسيله اسباب و اثاثيه منزل و دكوراسيون شلوغ شده باشد، اين رنگ كمك مي كند تا اين شلوغي خنثي شود.

 

رنگ كرم: منظم و از رنگ كرم يعني تركيب كردن رنگ سفيد با مقدار بسيار كمي زرد. اين رنگ به هيچ وجه چشم را آزار نمي دهد، بلكه باعث آرامش و تسكين چشم نيز مي شود، اما در عين حال براي خانه رنگي بسيار شيك به شمار مي رود.

 

 رنگ قرمز: رنگ قرمز بيش از اينكه رنگي مثبت باشد، رنگي بسيار فعال و تند است و بيشتر از اينكه احساس آرامش را القا كند، باعث تحريك مي شود. رنگ قرمز رنگ اشتياق و علاقه شديد و احساسات تند است. به رنگ انرژي معروف است. رنگي است كه نشان دهنده قدرت، عشق و علاقه است.

 

البته بعضي ها معتقد هستند كه قرمز هر دو احساس تنفر و عشق را نشان مي دهد. به قول معروف، قرمز براي درام ارغواني براي عشق و علاقه شديد و رنگ سرخ براي احساسات است.

 

زرشكي بسيار تيره (بادمجاني): رنگي فريبنده است، به دليل اينكه با رنگ سياه رابطه اي نزديك دارد. رنگ بادمجاني رنگي است كه نور را جذب مي كند.

 

در تضاد با سبز ليمويي اين رنگ بسيار مدرن و تازه به نظر مي آيد. در طراحي دكوراسيون خانه مي توانيد از اين دو رنگ استفاده كنيد.

 

رنگ نقره اي: در طراحي لباس جزو رنگهاي بسيار كارآمد و زيبا است، زيرا براي لباسهاي شب بسيار زيبا و خيره كننده جلوه مي كند.

 

البته استفاده از رنگ نقره اي به عنوان چند خط ساده و يا بسيار محدود در خانه مي تواند در كنار بنفش و ارغواني و ياسي بسيار زيبا جلوه كند، اگر شما ديوار خانه را بنفش كم رنگ بزنيد و يك نوار نقره اي (كاغذ ديواري) روي آن قرار دهيد، بسيار شيك به نظر خواهد آمد.

 

 مترجم: مهسا مقدمي

1 نوشته شده توسط دیوونه | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox

با قرار دادن اين لينك باكس در سايت يا وبلاگتان و اطلاع به ما آمار خود دا تا 1000% افزايش دهيد.

 
Copyright © 2006 - Site bus: دیوونه & Designer: Hessam Sedaghati